بچه که بودم به این فکر میکردم که مگه آدم چی میخواد از زندگی؟ بزرگ که شدم فهمیدم خیلی چیزها. سلام بر بزرگسالی و خواستههای ناتموم.
_مهگل
Never meant to belong
روز ششم✅: ی پسر بچه با مامانش اومده ، دست میکشه به این اسپری کوچولو ها که رنگی رنگی اند و با التماس
روز هفتم:✅
اقا اومده ۷۰، ۸۰ ساله با دندون های زرد و صورت زردتر
۳۰۰ هزار تومن پول داروهاش شده میگه میشه با انقدر بهم بدین؟! و یه تراول ۱۰۰ تومنی و دوتا ۱۰ تومنی مچاله شده میزاره روی پیشخوان
هنوز نمیدونستم چی بگم که
دکتر اومد دید گفت بهه سلام اقای محمدی ، خوبی ، بچه ها خوبن؟
گفت چی بگم دیگه جوابمم نمیدن تو خیابونم ببیننم راهشونو کج میکنن
حقم دارن روشون نمیشه بگن من باباشونم
و...
اخر سر دکتر گفت هرچی میخاد بهشون بده
بعد اینکه رفت دکتر برامون تعریف کرد ایشون قبلا یکی از نامدار های این منطقه بوده و برای خودش ادم بزرگی بوده و اسم و رسمی داشته
حقیقتا که اعتیاد ادمو به کجا میکشونه...💔
_عکس صرفا تزعینی عه😁
Never meant to belong
روز هفتم:✅ اقا اومده ۷۰، ۸۰ ساله با دندون های زرد و صورت زردتر ۳۰۰ هزار تومن پول داروهاش شده میگه
روز هشتم:✅
این چند وقت موقع کارت کشیدن مراجعه کننده ها انقدر از عبارت سوالی[ رمزتون؟] استفاده کردم که عادت شده برام
مثلا امروز صبح رفتم سوپر مارکت و چند قلم خوراکی مضر گذاشتم رو پیشخوان و کارتو دادم به فروشنده
و همینجور منتظر نگاش کردم ، اونم منو نگاه میکرد و منتظر بود من حرف بزنم که یهو نمیدونم چجوری سیم رو سیم شد و گفتم خب اقا رمزتون؟!🤣
طرف پوکید ... گفت خانم شما باید رمزو بگی که نه من
هدایت شده از درانزوایخویش
ما انسان های ناسپاسی هستيم چون هر روز صبح که از خواب بيدار می شويم خدا را به خاطر آن که ديگر به مدرسه نمی رويم، شکر نمی کنيم.
وودیآلن
شمام فکر میکنید تو این دو عکسه انگاری هوا خنکه در حالی که داریم جزغاله میشیم؟!
پوستم یه جوری ریخته بیرون که فکر کنم صرفا یه مجلس معمولی دعوت نیستیم.
انگار قراره خودم عروس شم.🌚
امروز برای اولین بار خانومانه نشستم پشت فرمون و رفتم دنبال دوستامو و ی عالمه ادمو چپوندیم تو ی سمندو رفتیم دور دور
دیگه داشتم وسوسه میشدم برم کامرانیه و زعفرانیه دختر بازی که یادم اومد سوییچ بنزمو نیاوردم😁
خلاصه که یکی از ارزوهام تیک خورد 😂
Never meant to belong
راستی سینما وی ای پی هدیش مال رفتم ، بلیطش ۱۶۰ تومن بود بدون پذیرایی البته کلا هم فضای جالب و خوبی داشت هدیش مال هم اینکه انواع کافه و رستوران ها دستمونو تو انتخاب باز گذاشته بود فقط قیمتش به نسبت مثلا ی پیتزا فروشی رندوم یه مقدار بالاتر بود
(مثلا حدود ۳۰۰ ، ۴۰۰ بود اونجا در حالی که جای دیگه ۲۰۰ بود مثلا اختلاف در ابن حد بود که اونم به خاطر مالیات و ... است)
بعد فیلم تگزاس ۳ رو دیدیم که ی جورایی ادامه ی ۱ و ۲ عه ولی کسی که قبلیارو ندیده باشه هم متوجه داستان میشه
و بر خلاف نظرات منفی که ازش گرفته بودم به نظرم ارزش ی بار دیدنو و عوض کردن فضا رو داشت
و تمام:)
_هدیش مال توی هروی تهران عه و ی مرکز خرید چند طبقه است که کافه و رستوران و سینما هم داره
سینما vip هم تنها تفاوتش توی صندلی هاش بود که مثل تخت میشدن و اینکه پذیرایی داشت البته مبلغ اونو جدا از بلیط حساب میکردن
هدایت شده از درانزوایخویش
اونجا که داری پروفایل یکی که القصه ازش خوشت نمیادو چک میکنی و یهو دستت میخوره کال میدی، اون لحظه هزاران بار تقدیم تو باد