از امروز نمیدونم چی بگم که بمونه یادگار
از احیای ناموفق پسر ۲۸ ساله تازه دوماد بگم یا از مرگ پیرزن مهربون بخش
از مریض تصادفی و تروما بگم یا از ....
امروز اخرین سکانس از زندگی ی نفر بودم
نمیدونم شاید بعدها برام عادی بشه ولی قطعا میثم خ رو دیگه هیچوقت قرار نیست یادم بره ، صدای ضجه همسرش هنوز تو گوشمه...
_بعد از اتمام کار و تمیز کردن اتاق احیا این یدونه سر پوکه اپی نفرین جا مونده بود
Never meant to belong
از امروز نمیدونم چی بگم که بمونه یادگار از احیای ناموفق پسر ۲۸ ساله تازه دوماد بگم یا از مرگ پیرزن
مریض اقای ۲۸ ساله بود با شکایت درد شدید معده ساعت ۷ و نیم صبح به تریاژ مراجعه میکنه ،
پرستار تریاژ بر اثر نادونی یا سهل انگاری نوار قلب نمیگیره ، و فقط ارجاع به پزشک عمومی میده
پزشک هم بدون توجه به علاعم بیمار ی فاموتیدین تزریقی مینویسه و تمام
بیمار هم میره و امپول رو میزنه
و زمانی که داشت از بیمارستان خارج میشد توی پارکینگ با سر میفته (و دقیقا من به خاطر جا گذاشتن کارتم ، رفته بودم توی ماشین )و....
و مریض در عین واحد که صاف صاف با پای خودش رفته پیش پزشک ، بعد داروخونه و بعد تزریقات چندین سکته رو پشت سر گذاشته
کار تیم احیا شروع شد ، ۱ساعت و ۴۵ دقیقه با تموم وجود تلاش کردیم
نشد که نشد...
[توی بررسی های بیشتر متوجه شدیم که بیمار شب قبل گل همراه با مشروبات الکلی مصرف کرده/مواد مخدر وقتی با الکل مصرف میشن اثر همدیگه رو تشدید میکنن ]
_وقتی شخصی با درد معده مراجعه میکنه بااااید اولین اقدام کادر درمان گرفتن نوار قلب یا EKG باشه چون درد قلبی عینااا چیزی شبیه معده درد عه
حسن ختام کاراموزی بزرگسالان
اگه تهش به کافه ختم نمیشد جان به جان افرین تسلیم میکردم
وضعیت اعصابم رابطه ی مستقیمی با کیفیت خوراکم داره
اینجوری که تا دو دقه پیش میخاستم پاچه همه رو بجوم و الان ؟!
ی اگوری پگوری مهربونم