داشتم میرفتم که برسم به کلاس ۸ صبح
توی مینی بوس نشسته بودم صندلی های تکی پر بود و اجبارا دو نفره نشستم یه اقایی هم کنارم نشست
تو کل مسیر ۱ ساعته کج نشسته بود که من راحت باشم و حقیقتا صدای خورد شدن کمرش رو شنیدم
یعنی هوا عالییییییی بودددد
استادهایی که دیدیم هم خیلی خوب و دوست داشتنی بودن
یه چند تا دانشجو رو مخ داشتیم فقط و باقی اکی بودن
و پسرهااا بههههه شدتتت درسخونن جوری که من واقعا فکرشم نمیکردم
و اینکه برخلاف انتظارم انگل شناسی و میکروب به شدت سختن و نمره خوب گرفتن وحشتناکه
#ناشناس
+https://eitaa.com/dokhtarpaeizzzzzzzzz/270 نووپ. رشتهمم بازار کارش خوبه بدی نیست ولی انگار من دیگه نمیخوام حالا به هر دلیلی ک نمیدونم خودمم😂 حس میکنم به دردم نمیخوره. یا رسالتم تو این شغل و رشتهای که مد نظرم بوده نیست.. برا همینم نمیخونم دیگه و این باعث افت شدید درسیم شده. البته هنوز اون نیمچه علاقه مونده
_به نظر من کاری عه که شروعش کردی و اینجور که میگی اینده ی خوبی داره
پای انتخابت بمون و براش بجنگ
افت شدید واقعا قابل قبول نیست حتی بع خاطر اون نیمچه علاقه تو مسعولی که خودتو به خواسته های خودت برسونی خیلیم سخته ها خدایی راحته بشینی درموردش عین من حرف بزنی عملش جون ادم میخاد دراد
و اینم اضافه کنم الان داشتن مدرک کارشناسی واقعا جزو حداقل تحصیلات عه
Never meant to belong
بهترین استادی هستن که تا به حال دیدم درس ،فیزیولوژی عه؛ تدریس زندگی
از در که وارد شد به هممون نفری یه برگه آ چهار داد و گفت نام و نام خانوادگی و سال تولد و اینکه کنکور چندم بوده و کجا زندگی میکنید و رفت و امدتون ، اسم مدرسه ای که دیپلم گرفتید و اگر کار میکنید و ... رو بنویسید
بعد دو تا سوال هم نوشت و ازمون خواست پایین برگه جواب بدیم :
اولین سوال : به نظر شما پر سلولی ها موفق ترن یا تک سلولی ها؟
دوم: هوموستازی یا هم ایستایی را تعریف کنید با مثال
Never meant to belong
از در که وارد شد به هممون نفری یه برگه آ چهار داد و گفت نام و نام خانوادگی و سال تولد و اینکه کنکور
ماهم شروع کردیم به نوشتنو باتوجه به درس خب طبعا از دیدگاه زیست شناسی جواب دادیم
برگه ها رو جمع کرد