Never meant to belong
از اینکه هراتفاقی میوفته سر من خالی میشه چون جدیدم متنفرمم! بعضی وقتا حتی نمیتونم از خودم دفاع کنم
برنامه شیفت های ماه بعد مشخص شد و چقدررر به من بد شیفت دادههه :((((
هدایت شده از مجهولات
عمری دگر بباید بعد از وفات مارا
کین عمر طی نمودیم،اندر امیدواری
-سعدی
هدایت شده از منظومهٔ من
- ضامنِ آهو ..
ای کاش شبی قطع کنی فاصلهها را
بنشینی و خود ختم کنی قائلهها را
خلوت شده شهر و همه رفتند ولی من..
خود بدرقه کردم همه قافلهها را
اینجا که نشستم ز تو دور است ولیکن
من میشنوم از حرمت غلغله ها را
آنجا که تو هستی ز منی دور ولیکن
از عمق دلم میشنوی تو گله ها را؟
تو ضامن آهویی و من صید رمیده
باشد که به ما هم بکنی این صلهها را
گفتی که علیک بالصلوةِ شب و دیگر
من نذر تو کردم همهی نافلهها را
این نامه اعمال من است، غرق سیاهی
ای کاش شبی هم بخری باطلهها را!..
#تأویل (ح.جعفری)
@manzome_man
اپدیت این روزام؛
از امتحانای دانشگاه و بیمارستان گرفته
تا کلینیک
و اموزشگاه
و قلمچی
و دوستام
و خونوادم
خودمو هزار تیکه کردم عملا
و بازم همه میگن چرا نیستی
Never meant to belong
وقتی وسط تهران زندگی میکنی ولی ی جنوبی اصیلی....
اخرین شب ترم ۴ پرماجرا
شب اخرین امتحان آمار حیاتی
داره پرونده ی اینم بسته میشه و عملا ی سال سومی و ترم پنجمی حساب میشم
چقدر این ترم واسم بالا پایین داشت ' ی ادم مهم به زندگیم اضافه شد و حتی بعضی ادمایی که قبلا خیلی پررنگ بودن وسط وسط زندگیم غریبه شدن
یهو وسط امتحانا در حالی که داشتم واسه امتحان ۳ واحدی سخت اماده میشدم جنگ شد ، امتحانا مجازی شد و حتی میترسیدم شاید وقتی برگردم دیگه این روزای روتین و عادیو نبینم
چقدر حرص خوردم با استادها
چقدر سخت بود هماهنگ کردن کاراموزی ها چقدر سخت بود تحمل بعضی روزا
و چقدر چیز یاد گرفتم :)))
Never meant to belong
بیمار ۸۰ ساله مون توهم و هذیان داره به دنبال خماری مواد صبح پاشده داد و بیداد که الان کامیون از رو
۲۴ سالشه به چشم برادری بسیار خوشتیپ و خوشگل با چشمای سبز
ترم اخر میکروبیولوژی بوده که بخاطر خماری مواد و خوابیدن سرکلاس بچه ها فیلمشو میگیرن و ابروش تو کل دانشگاه میره
فردای همون روز انصراف میده از دانشگاه (دقت کنیددد ترمم اخررر)
از بروجرد مهاجرت میکنه شمال اونجا شیرینی پزی یادمیگیره و همزمان تو کافه کار میکنه میگه حقوقم خوب بود به بالای ۳۰ میرسید
بعدش به اصرار خونواده دوباره برمیگردن بروجرد و با عموش شیرینی پزی میزنه عکسارو که نشونم داد قناد و باریستای قهاری عه
دوماه قبل تو همبن کلینیک میادو موادو ترک میکنه اینسری بخاطر خودکشی با دوز خیلی بالای کلونازپام بستری شده (از بروجرد اومده تهران )
چون خوب باهام حرف میزد ازش میپرسم چیشد که خودکشی کردی؟
گفت گاهی وقتا ی کارایی با زندگیت میکنی که فقط مرگه که میتونه اون لکه ی ننگو پاک کنه
فقط میخای هر گندی که زدیو بزاریو بری
و در اخرم بهم گفت میشه ازت ی خواهش کنم؟ ابنکه کتاب راز رو بخونی