eitaa logo
Never meant to belong
204 دنبال‌کننده
1هزار عکس
82 ویدیو
5 فایل
شادی ام ۲۱سالمه تهران زندگی میکنم دانشجوی پرستاری ام پشتیبان ویژه قلمچی ام و کار تدریس و مشاوره انجام میدم و جدیدا یکی دوتا اموزشگاه دیگه هم تدریس میکنم؛ همین...🙃
مشاهده در ایتا
دانلود
توصیه امروز: تینت لب with you شماره c4 بخرید و منو دعا کنید:) _حجم کمی باید بزنید پخش کنندگی و رنگ طبیعی اش فوق العاده است
بعدها میخونم که اولین شب پاییز ۱۴۰۴ پرستار کلینیک اعصاب و روان بودم با ۴ مریض' ۴ زندگی و ۴ داستان عجیب غریب
Never meant to belong
بعدها میخونم که اولین شب پاییز ۱۴۰۴ پرستار کلینیک اعصاب و روان بودم با ۴ مریض' ۴ زندگی و ۴ داستان ع
اقای احمدیان ۳۶ ساله با سابقه سو مصرف الکل به میزان خیلی زیاد و متادون بستری شده قبلا هم یکی دو باری سالهای گذشته که سن من قد نمیده (من اون موقع ها بچه دبیرستانی بودم) همبنجا بستری شده بود اما فقط برای ترک الکل و متادونی در کار نبود چند شعبه طلا فروشی داره و حسابی تو کارش موفق و خفنه اما سال اخیر این شکلی نبوده ۲ساله که با خانمی که اتفاقا کارشناس پرستاری داشته ازدواج کرده و همه چیز از ۶ ماه بعدش شروع میشه که خانم بعد از طرح پرستاریش تصمبم به تاسیس ارایشگاه زنونه میکنه و چندتا از کارمنداش اونو وسوسه و ترغیب به مصرف گل میکنند با این عنوان که گل عوارض نداره ، گل وابستگی نداره که و...اما با ابن وجود هم اقا هنوز مصرف کننده متادون نبوده و الکل هم تفننی مصرف میکرده بعد از مدتی خانم رفتارهاش به کل تغییر میکنه شکاک و بدبین میشه، مودی و غیر قابل پیش بینی و مصرف به مرور زمان بالا و بالاتر میره (به طوری که اقا تعریف میکنه اگه مصرف نمیکرد حتی از کارهای روزمره اش هم عقب مبموند) اینجاست که به اقا گیر میده تو چقدر کم حرفی تو مهمونیا و جمع و تو ابروی منو میبری و من بخاطر تو همه جا خجاات زده ام(اقا شخصیت بسیار درونگرا و ارومی داره حتی همبن الان) و مشروب و الکل بخور تو مهمونی لااقل قاطیشون شو و... و اینجوری از اقا ی معتاد به الکل حرفه ای میسازه به طوری انزیم های کبدی اش بالاست که اگر این روند ادامه دار بشه باید برن سراغ پیوند کبد و اما داستان به همبنجا ختم نمیشه یکی از فامبل های خانمش کمپ ترک اعتیاد داره و اون بهش پیشنهاد میده برای ترک الکل متادون مصرف کنه(کاملاااا باور غلط و اشتباههه) و خلاصه اینجوریه که به متادون هم معتاد میشه بعد از ترخیص از اینجا قراره طلاق بگیرن خانم و اقا از همدیگه
و چه[ عزیزم] هایی توی محیط کار بین دو خانم رد و بدل میشه که به خون هم تشنه ان...
سرایدار اینجا جدیده وقتی اومدم خیلی جدی ازم پرسید پایه چندمی؟...
Never meant to belong
همیشه ۲۰ سالگی برام نماد ادم بزرگا بوده فکر میکردم تو این سن دیگه همچی بلدم و ادم خیلی خفنی ام و به
هیچ وقت فکر نمیکردم شب تولد ۲۱ سالگیم کنار بیمارایی باشم که درگیر اعتیادن هرکدوم با کلی دغدغه هر کدوم با کلی داستان و زندگی های عجیب و غریب ولی به جرعت بگم شعر تولدت مبارک اقای المانی (لقبیه که خودش برای خودش انتخاب کرده) با صدای گرفته از خماری و رقص شلنگ تخته شون با اون هیکل یا کیک عصرونه و شمعی که فندک بود و کادویی که ی بسته علی کافه بود بدجوررر بهم چسبیددددد:))))
صبح تولدی که با برف پاک کن های شکسته ماشینت روبه رو بشی سر هیچ و پوچ و حقتو بخورن خیلی درد داره
ادمایی که رگاشون مشخص و درشت و برجسته است تا ابد تو قلبم جا دارن دلیلشم به خودم مربوطه