نماینده یکی از درس ها سر ی قضیه مسخره ای (برای یکی از دوستامون تولد گرفتیم سوپرایز کردیم و یادمون رفت اونو دعوت کنیم البته اصلا اونقدری دوستی نداشتبم که دعوتش کنیم و خودش نمیدونم رو چه حسابی این انتظارو داشته که دعوت شه )
حالا به هرحال با ما قهر کرده
و الان من هی بهش پیام میدم که به استاد بگه لطفا حذفم نکنه چون نیومدم سرکلاس نمره امتحانمو بزاره برای پایان ترم حالا لج کرده جواب نمیده😐
مهدکودکه رسما
فکر کنمدیگه وقتشه آسنترا حل کنن تو لوله های آب شهری شاید کمی حالمون خوب بشه !
_جایی برای ما
انگار نفرین کرده اند این خاک را؛ اجدادِ ما…
تا بوده زاری بوده و تا مانده غم؛ در یادِ ما
ما نسل بازی خورده ایم؛ آتش به پرهامان زدند…
انقدری تو کلینیک ترک اعتیاد سلبریتی و بازیگر و بلاگر و خانواده هاشونو دیدیم این مدت تو تلویزیون و اینستاگرام ندیدیم....
در راستای ۵۵ امین شیفتم یکی از مریضا بهم گفت شما جای خواهرمی هرکی اذیتت کرد فقط داد بزن مجید
و بعد گفت بیا تا ابزارمو نشونت بدم و چنگال پلاستیکی شکسته رو که تیز شده بود نشونم داد
خلاصه که مجبور شدم فیکسش کنم(همون بستن به تخت با رعایت نکات امنیتی)
و این غم انگیز ترین و بی رحمانه ترین تجربه کاریم بود🥲
بمیرم برای دلت مجید
Never meant to belong
زندگی ترکم کرده بود ،
زندگی آوردی...