ساعت ۲ نصفه شب چتامو با باران میخوندم یهو یادم افتاد دوهفته است باشگاهو بغل نکردم
و فاینالییی امروز تیک خورد✅️(باشد که این راه ادامه دار باشد...)
دخترم خیلی زحمت میکشه پولاشو پس انداز میکنه؛ دخترش:
_شروع شیفت ۲۴ ساعته در تاریکی و با کروسان نازنازی
بیمار ۳۷ ساله هم اسم خودمه جوری که هربار تو بخش صداش میزنن من یهو برمیگردم
ارشد متالوژی از دانشگاه علم و صنعت داره کوهنورد حرفه ای عه و تا همین چند ماه قبل هر هفته برنامه کمپ و کوهنوردی داشته دردهای خیلی شدیدی داره و شبها از درد گریه میکنه داعم تو بخش راه میره و بی قراره
همش برای اتفاقات نیفتاده نگرانه
۶ ماه پیش بخاطر درد معده به پیشنهاد پرستار یا بهتره بگیم دلال مصرف پتدین و مورفین و میدازولازم و دیازپام رو شروع کرده و هی روز به روز به میزان دوز مصرفیش اضافه کرده تا رسیده به الان
لاپاراتومی تشخیصی شده ولی علت درد نامشخصه و تشخیص کولیک و ibs گرفته اما هنوز درهاله ای از ابهامه
توی نوجوانی مورد تعرض جنسی فرار گرفته
داعم خودش رو مقصر میدونه و از خانواده بابت مشکلاتی که براشون به وجود اورده معذرت خواهی میکنه احساس گناه داره و در نهایت چهره کیوت و دوست داشتنی ای داره :)
Never meant to belong
اول صبح خیلی ناراحت بودم که بخش خانم ها شیفت ام ولی برخلاف تصورم ی girls night خفن داشتیم
وقتایی که بخش خانما شیفتم اولش بهم سخت میگذره ولی
همیشه ی girls night خفن داریم
توصیه دوستانه:
عکس های رادیولوژی تون رو اورشیر نکنید چون چیزهایی توش مشخصه که ربطی به تشخیص پزشکی نداره😁
هدایت شده از ••| استوࢪے طوࢪے |••
هفت سالگی که درس خوندنو شروع کردم فکر نمیکردم قراره تا ابد ادامه داشته باشه.