یهو به خودت میای میبینی اونی که زودتر از همه از خواب بیدار میشه و دیرتر از همه کاراش تموم میشه دیگه بابات نیست؛ خودتی...
به دانش اموزم میگم خوابتو تنظیم کن در حالی که ساعت ۳ نیمه شبه و اکسپلور گردی میکنم🌚
Never meant to belong
با من از جا زدن حرف نزن [I just need coffee and cry]
هربار از شدت کار به استعفا دادن فکر میکنم ی چایی میخورم و بعد ی اگوری پگوری مهربونم!
Never meant to belong
هربار از شدت کار به استعفا دادن فکر میکنم ی چایی میخورم و بعد ی اگوری پگوری مهربونم!
خدایا مطمعنی بعدا قراره به این گریه ها بخندم؟!
باید بخوابم؛
نه فقط بخاطر اینکه خستم
بخاطر اینکه این روز لعنتی باید تموم بشه!
Never meant to belong
یادمه سال اخر به خودم میگفتم یعنی دیگه میشه جمعه ها نرم قلمچی؟! _خطاب به شادی ۱۸ ساله ، کجایی که بب
یهو یادم اومد کلاس های انلاین لاکچری امروزمو مدیون روزهایی ام که برای هیچ و پوچ ساعتها ی لنگه پا درس میدادم
واقعا انگار تلاش ها گم نمیشن :)
_نمیدونم با چه اعتماد به نفسی چایی رو گذاشتم رو لپ تاپ🤭😅