eitaa logo
🌻🌻🌻🌻 طلوع 🌻🌻🌻🌻
2.1هزار دنبال‌کننده
81.6هزار عکس
87.5هزار ویدیو
3.3هزار فایل
اسیرزمان شده ایم! مرکب شهادت ازافق می آیدتاسوارخویش رابه سفرابدی کربلاببرد اماواماندگان وادی حیرانی هنوزبین عقل وعشق جامانده اند اگراسیرزمان نشوی زمان شهادتت فراخواهدرسید. @tofirmo
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از در انتظار فرج
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
⁨توصیه حاج قاسم به عوامل سریال پایتخت حاج قاسم سلیمانی: مگه ما مُردیم مردم [عادی] شهید بشن؟! 🌷🌷کانال نورالشهدا(شهید سلیمانی)🌷 https://eitaa.com/tofirmo
🔴وزارت بهداشت: حضور محرم و یکی از کارکنان هم‌جنس در سونوگرافی زنان الزامی است ♦️معاون درمان وزارت بهداشت: براساس آیین نامه اجرایی قانون انطباق امور اداری و فنی موسسات پزشکی با موازین شرع مقدس باید اقدامات تشخیصی، درمان و مراقبتی در موسسات پزشکی با حفظ حق اختیار بیمار براساس موازین شرعی، قانونی و اصول پزشکی توسط کارکنان فنی همجنس بعمل آید مگر در مواردی که به علت ضرورت این امر امکانپذیر نباشد
📸 تصویر کمتر دیده شده از شهید محمد رضا کاظمی زاده ♦️حاج قاسم سلیمانی می گفت: هرگاه که می خواستم حالم عوض شود و روحیه بگیرم، پشت سر شهید محمد رضا کاظمی زاده نماز می خواندم. «نثار ارواح طیبه شهدا صلوات»
خاطره‌ای از سردار عزیز سلیمانی به روایت خود: آرزوی دنیایی شهدا بخش‌هایی از سخنرانی جاودانه حاج قاسم سلیمانی در «مهدیه قرارگاه شهید کازرونی» بعد از عملیات کربلای ۵ در اسفندماه سال ۱۳۶۵ است. یک شب قبل از عملیات، شبی داشتیم در لشکر به نام «شب وداع» و «شب بیعت». نیمه‌های شب بود. تا ساعت ۴ صبح طول کشید. محمد مشایخی برق را روشن کرد و گفت: «می‌خواهم در روشنایی حرف بزنم.» شاید نوارش باشد، اگر نباشد بر قلب‌ها هست. گفت: «بیعت می‌کنم، پیمان می‌بندم، نوشته‌ام و اعلام می‌کنم. در همسایگی‌ام شش یتیم در سمت راست و در سمت چپ شش یتیم دیگر وجود دارد. به آن‌ها نوشته‌ام که یا پیروز می‌شویم و برمی‌گردم و یا این‌که شهید می‌شوم.» رو کرد به فرماندهان لشکر و اعلام کرد که اگر من به عقب برگشتم، با تیر بزنیدم. گفت: «می‌خواهم در روشنایی اعلام کنم که همه شما شاهد باشید که بر پیمانم هستم.» شهید زندی! حاج مهدی عزیز! من با این زبان قاصرم، پاسداران نمونه لشکر بعد از عملیات والفجر ۸ را معرفی کردم. همین‌قدر که اسمش را اعلام کردم، به خدا زانویش لرزید. مثل بچه‌های مادرمرده گریه می‌کرد. زیر بازوانش را گرفتم و بلندش کردم. به همه مردم بگویید، به مادران شهدا، به پدران شهدا، به اسیران و به مفقودین و به حزب‌الله بگویید مه خدمتکاران، فرزندانتان، حسین‌وار جنگیدند که پیش‌کسوت نبرد بودند. به آن‌ها بگویید نگران نباشید که جمعی در خدمتشان بود، مسافر بودند و به قافله پیوستند. به آن‌ها بگویید و پیام ببرید از جبهه که آن‌ها در دعایشان شاید یک یا دو خواسته دنیایی داشتند. به خدا قسم! همه آن‌ها با گریه آن را می‌خواستند که خدایا، ما بهشت را بر این دنیا ترجیح می‌دهیم که ما خون‌بهای این باشیم که برویم و این ملت از پیروزی و فتحی که به دست می‌آید، خندان باشند. می‌گفتند ما برویم و ما نباشیم که امام، خدای ناکرده نگران و ناراحت باشد. آرزوی دنیوی‌شان این بود که ملت ایران شاد و خندان باشد. امام شاد باشد و شاید آرزوی دنیوی دیگری هم داشتند و آن، بوسیدن قبر مظلوم، غبارگرفته و محاصره شده اباعبدالله الحسین (ع) بود. حتماً این هم آرزوی‌شان بود و قطعاً به آرزوی‌شان رسیده‌اند. این خون‌ها، خون‌بهای گران‌قدری است. فتحی که حاصل شد و زمینه‌ای که بازکرده، این فتح برابری می‌کند با تمام سال‌ها نبردمان و با تمام سال‌های جنگمان. درست است که ما عزیزان گران‌قدری را از دست داده‌ایم، ولی فتح بسیار بزرگی براثر رشادت این‌ها و خون این‌ها حاصل شد. نه من، نه امام، خدا از شما بندگانش تشکر می‌کند که مردانه ایستادید که مردانه جنگیدید. این فتح، فتح بزرگی است. فتحی است که قطعاً و ان‌شاءالله خاتمه جنگ است و خاتمه عمر کفر است و همه کفر پیشگان را برخواهد داشت.
ترتیل صفحه 252 قرآن/ آرامش واقعی+فیلم، متن و مفاهیم پیامبر (ص) می‌فرمایند: «اَلقُرآنُ غِنًی لاغِنی دونَهُ وَ لا فَقرَ بَعدَهُ» قرآن، توانمندی است که هیچ توانی جایگزین آن نمی‌شود و پس از آن هیچ فقری باقی نمی‌ماند.