هدایت شده از 🪖𝑹𝒖𝒔𝒕𝒚 𝒍𝒊𝒕𝒕𝒍𝒆 𝒃𝒓𝒂𝒊𝒏𝒔
#چالش
فور کنید یا تو ناشناس بگید که به نظر شما جایزه بهترین...چه چیزی تو سال ۱۴۰۴ میبره.
جایزه بهترین فیلم/سریال؟
جایزه بهترین آهنگ؟
جایزه بهترین انیمه؟
جایزه بهترین کشور؟
جایزه بهترین رنگ؟
جایزه بهترین سرگرمی؟
جایزه بهترین مانگا/مانهوا؟
جایزه بهترین انیمیشن؟
جایزه بهترین خواننده؟
جایزه بهترین غذا؟
جایزه بهترین خوراکی؟
جایزه ی بهترین میوه؟
جایزه بهترین ورزش؟
جایزه بهترین حیوان؟
جایزه بهترین کاراکتر؟
جایزه بهترین کتاب؟
#چالش
فور کنید یا تو ناشناس بگید که به نظر شما جایزه بهترین...چه چیزی تو سال ۱۴۰۴ میبره.
جایزه بهترین فیلم/سریال؟ اقای پلانگتن
جایزه بهترین آهنگ؟ نمیشناسم
جایزه بهترین انیمه؟ وان پیس
جایزه بهترین کشور؟ ایران
جایزه بهترین رنگ؟ صورتی ، آبی
جایزه بهترین سرگرمی؟ خوشنویسی ، کالیگرافی
جایزه بهترین مانگا/مانهوا؟ خیلی اهلش نیستم
جایزه بهترین انیمیشن؟ هتل ترانسیلوانیا (البته اینکه خیلی انیمیشن نمیبینم هم تاثیر داره)
جایزه بهترین خواننده؟ چم والا
جایزه بهترین غذا؟ خورشت قیمه
جایزه بهترین خوراکی؟ پفیلا
جایزه ی بهترین میوه؟ پرتقال
جایزه بهترین ورزش؟ والیبال
جایزه بهترین حیوان؟ گربه
جایزه بهترین کاراکتر؟ لوفی
جایزه بهترین کتاب؟ پاییز آمد خیلی قشنگهه
هدایت شده از شبکه امامت سیرجان
ما که میگفتیم:
غصه سربازو نخور آقاجون
سربازات هزارو چهارصدین
👇
🔰با امامت سیرجان همراه باشید...
https://eitaa.com/namazesirjan
هدایت شده از ❉᭄͜͡برومنـב315ِ❉᭄͜͡
جمهوری اسلامی را نمیشود ساقط کرد چون مدافع آن ، سینه های سپرکرده مردم مومن است .
- شهید سید علی خامنهای -
هدایت شده از ☫تولید و توزیع تریاک اصل«شعبه²»☫
1.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
هدایت شده از ☫تولید و توزیع تریاک اصل«شعبه²»☫
2.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
هدایت شده از فناوری روایت
آن روی دیگر آقای لاریجانی
این متن را از روی دیدار دوساعته جذابم با فریده خانم (همسر علی آقای لاریجانی) می نویسم. دیداری که چند ماه پیش در عصری پاییزی در منزل شان اتفاق افتاد. قرار بود درباره مادرش حرف بزنیم اما در تمام طول صحبتمان «علی» از دهانش نیفتاد. می گفت: «وقتی علی خونه نیست انگار دستام بریده شده! علی که باشه همه کارهای خونه رو انجام می ده. بی آنکه من ازش خواسته باشم. خریدها رو جا به جا می کنه. سبزی و مرغ رو پاک می کنه. ظرف ها رو می شوره...» دهانم باز مانده بود که مگر می شود مردی که بیرون از خانه امنیت ملی ایران را حمل می کند، بتواند توی خانه مرغ پاک کند و ظرف بشورد؟ که بعدش فهمیدم همه اینها مال زمانی است که «علی خانه باشد...» و علی شش ماه بود که خانه نرفته بود. از جنگ دوازده روزه که دیگر اجازه نداشت زندگی معمولی داشته باشد. کسی که ابرقدرتهای دنیا برای کشتنش جایزه گذاشته بودند، مردی عاشق پیشه بود که دل جوانی داشت و منشی پخته و با طمانینه. که «از جوانی هم پخته بود.» روزی که هنوز بیست سال هم نداشته و آمده بوده خواستگاری فریده و پدر فریده راغب به این ازدواج بوده و مادر پرسیده بود: «زیادی جوان نیست موری جان؟» و مرتضای مطهری جواب داده بود: «نه باهاش حرف زدم. عقلش پیره.» و مرتضی خبر وصلت دخترش با پسر آیت الله آملی را در نوفل لوشاتو به امام داده و خوشحالی امام را دیده بود که عالم زاده ای با عالم زاده ای ازدواج کرده. البته از نظر مالی خانواده علی بالاتر از خانواده فریده بودند و زمین ها و گوسفندهای فراوانی در شمال داشتند. خانه ای هم که برای زندگی فریده و علی در نظر گرفتند آن قدر بزرگ بود که آقای مطهری مجبور شد برای جهیزیه دخترش دو دست راحتی و دوتا فرش بخرد که جاهای خالی خانه را پر کند. همان راحتی ها و فرش هایی که هنوز هم در خانه علی و فریده بودند و مبل دیگری به جز همان ها که شهید مطهری چهل سال پیش خریده بود نداشتند. عجیب هم نبود. فریده می گفت علی نه هرگز از مجلس حقوق گرفت و نه از مسئولیت های بعدیش. حقوقش سالها همان چهل میلیون تومان استاد دانشگاهی است که تازه از آن هم مقداری هر ماه به حساب بیت المال می ریزد که مدیون نباشد. می گفت این خانه را که می خریدیم پول لازم شده بودیم و دخترم پیشنهاد داد که «بابا نمی شه حقوق های معوقه تون رو از مجلس بگیرید؟» که علی قبول نکرد و گفت: «ما خیلی به این کشور بدهکاریم. من چیزی طلب ندارم.» این ها را کسی گفته بود که از اولین روزهای انقلاب لحظه ای را به آسایش نگذرانده و برای ایران دویده و زحمت کشیده بود. و در عوض بارها جفا دیده و تهمت شنیده و مورد حسادت قرار گرفته بود. فریده خانم می گفت: «بعد از اینکه در انتخابات رد صلاحیت شد، آدم های مختلف روزهای متمادی می آمدند و روی همین صندلی که شما نشسته اید می نشستند و ازش می خواستند که اعتراضی بکند. از خودش دفاع کند، چیزی بگوید، نامه سرگشاده ای، شکایتی...» همه حرف ها را با طمانینه می شنید و با احترام مهمانانش را بدرقه می کرد. در حالی که بهشان گفته بود: «ان شالله خودش درست می شود. من که نمی توانم برای نظام هزینه بتراشم.» ولی خوب بلد بود از نظام دفاع کند. شبیه گنده لات هایی که خوب رجز می خوانند و بلدند چه طوری جواب رجز حریف را بدهند که با خاک یکسان شود. اما کی باورش می شد که همین آدم پخته سیاسی در برابر بچه ها تا چه اندازه رقیق القلب بود که حتی در همان دوره ای که نباید خانه می آمد اگر چند هفته یکبار نوه هایش را نمی دید محزون و دلتنگ می شد. به همه بچه های فامیل محبت بیش از اندازه داشت و به بچه های خودش هم. با این حال پسرانش را هرگز در امور کاری اش دخالت نمی داد. مرتضا در نوجوانی صدای خوشی داشت و اذان قشنگی می داد. فریده می گفت: «هر چه رفقای علی اصرار کردند بیاید در صدا و سیما اذان بگوید که ضبط کنند قبول نکرد. آن زمان که رئیس صدا و سیما بود.» فریده می گفت: «علی در این چهل و اندی سال که از شهادت پدرم گذشته هم برایم پدر بوده و هم همسر و هم رفیق و هم استاد. طاقت ندارم ببینم یک مو از سرش کم شده.»
دیشب که خبر شهادت علی آقا را با این عبارت «علی لاریجانی تایید صلاحیت شد» خواندم، هیچ نگران خودش و حتی انقلاب نشدم. که خودش به حقش رسید و انقلاب هم گیر اشخاص نمی ماند.
اما خیلی به فریده خانم فکر کردم. به زنی که روزی پدرش مرتضی را شهید کردند و دیروز رفیق و استاد و همسرش، علی را که وقتی خانه نباشد انگار دست های فریده را بریده اند و حتی پسرش مرتضی را که صدای خوشی داشت و اذان قشنگی می گفت.
من مطمئنم یک آه این زن می تواند آمریکا و اسرائیل را از ریشه بخشکاند
✍️فائضه غفارحدادی
╰┈➤ ❝ [@narrative_thinktank]❞
هدایت شده از ازایناسمخفناکهبهذهنمنمیرسه*
4.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
حلقه در گوش... ✨
@noritalorita
هدایت شده از پیام های ذخیره شده یه روانی
46.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
سال ۱۴۰۴ در ۴۰۴ ثانیه! 🇮🇷❤️🩹
𝗝𝗼𝗶𝗻 𝗨𝘀:
https://eitaa.com/ravani_69