یک مقام مسئول در رادیو میگفت «آمریکا خیال نکند باز ده پانزده روز دیگر تقاضای مذاکره بکند [ما قبول میکنیم]، مگر ما مسخرهی آمریکاییم»
سوالی که پس از دوبار جنگ و رفتن به مذاکره پیش میآید این است که پس چیستیم؟
عزیزان و رسانههای یک جریان خاص خیلی قیافهی عقل و تخصص و آشنایی با پیچیدگی های حکمرانی را میگیرند، حالا فارغ از کارنامهشان در حوزهی سیاست و سرنوشت کشور، یک توضیحی بهشان بدهم: ببینید عزیزان ما اگر میخواستیم مقهور این اداها شویم، که مقهور خارجی ها میشدیم و میشدیم اصلاحطلب، نه، نهایت مقهور اصلاحطلب میشدیم و میشدیم نواصولگرا. آخر در ما چه دیدید که برای ما از این شکلک ها در میآورید.
@tonnsa
شما نمودار نزدک و سشرق را دنبال میکنی و ما نمودار مرغ و تخم مرغ را. تا در کف بخریم و در سقف، املت بزنیم. ما مثل هم نیستیم.
نهی از منکر کنید. نه به خاطر سلیقه. نه حتی به خاطر اثرات واقعی ترک نهی از منکر که در روایات آمده است مثل حاکم شدن اشرار، فقط به خاطر آنکه امر خداست، نهی از منکر کنید. بگردید ببینید در چه موقعیتی توانش را دارد. یعنی بدون در نظر گرفتن «لاحول و لاقوه الا بالله» هم توانش را دارید. مثلاً اگر شما سوار ماشین باشید و طرف پیاده باشد و کوچه ترافیک نباشد، یا مثلاً اطراف حرم باشید یا... . این موقعیت ها را پیدا کنیم که به صورت مطلق تارک نهی از منکر نباشیم. مرادم از نهی از منکر هم دقیقاً بحث حجاب است. حالا توانستید کنارش جلوی اختلاس را هم بگیرید، بگیرید. کنارش وضع اقتصادی را هم خوب کردید، کردید.
امشب اطراف حرم به یک مکشفه تذکر حجاب دادم، برادر نوجوانش با بهت نگاهم میکرد(چنان حرکتم برایش نامفهوم بود که انگار آلمانی صحبت میکنم) و بعد با سادگی تمام زیر لب گفت «آزادی شده که»
البته این که در فقرهی آزادی،او ساده بود یا من، اختلاف است.
برادر دینی من.
آنکه به شما هنوز اعتماد دارد(حالا چه به واسطه پیچیدگی های حکمرانی و مشاهدهی آثار تصمیمات شما، یا چه به واسطه اینکه «بوی حاج قاسم میدهد و قالیباف آدم آقاست و بدون اذن او کار انجام نمیدهد» )، دیگر تا آخر دنیا اعتماد خواهد داشت. چه اینکه از آن پیام کوتاه و صریح رهبری و از این خونهای داغ و مقدس، اتفاق بزرگتری امکان وقوع ندارد.
آنکه به شما اعتماد ندارد هم که بعید است با این دست بیانیه ها، اعتماد پیدا کند. تهش میشود یافتن این «ما اضمر»ها.
برادر دینی.
شما تا دیروز تاثیر کنش سیاسی ات این بود که وزرای رئیسی را استیضاح کنی، جلوی استیضاح وزرای پزشکیان را بگیری، رأی جلیلی را بشکنی تا پزشکیان رای بیاورد. همهی اینها در جای خود مهم بوده است لکن یک جوری ردش میکردیم. میگفتیم به هرحال ما خاتمی و روحانی داشتیم و یک جوری تسکین میدادیم خودمان را. لکن سردار ورود به یک شطرنج بینالمللی و تصمیم گیری برای صلح و جنگ، زیادی عرصهی سختی نیست؟ یعنی میخواهم بگویم مطمئنید با همان ارنج مشاوران که در انتخابات یک شهر، چهارم شدید، میتوان مچ آمریکا را خواباند؟
من تنها گروهی که دیدم بحث جلیلی قالیباف میکنه، قالیبافی هایی هستند که میگن «بحث جلیلی قالیباف نکنید».
کی بحث جلیلی قالیباف داره آخه؟
ما در کنار رهبرمون مطالبه میکنیم که سردار، تعهدت چی شد؟