داخل پارک یه دختر بچه پیراشکی دیده بود، به مادربزرگش اصرار میکرد براش بخره و مادر بزرگه سعی میکرد حواسشو پرت کنه؛
ی آقاپسر تقریبا۲۰ساله انگار متوجه قضیه شده بود رفت با ۲۰،۳۰ تا پیراشکی اومد به اسم نذری از اول پارک شروع کرد به بچه کوچیکا داد (:
حس خوب بود که پمپاژ کرد به همه
》مــ زهراــامان《
🗣 @tootiter