آلبر کامو تو کتاب "مرگ خوش" نوشته:
بیماریش اینقدر طولانی شد که اطرافیانش به مریضیش عادت کردند و از یاد بردند که اون داره عذاب میکشه و یه روزی میمیره.
+حقیقت اینه گاهی هرچیزی که مربوط به ماست برای اطرافیانمون تبدیل به عادت میشه. درد و رنجهامون، بیماریهامون، حتی عشق و محبتمون نسبت به آدمها، براشون تبدیل به عادت میشه و دیگه به چشم نمیاد. گاهی حضور دائمی ما، عشقِ بیقید و شرط ما باعث میشه حتی دیده نشیم...
*فندک اتمی*
🗣 @tootiter
رفتم کافه، گفت روی گلدون ها بارکد هست اسکن کنید منو میاد، انجام دادم نشد. بعد گفت برید پیج اینستا اونجا منو رو گذاشتیم، گفتم اینستا ندارم!
آخر یه بنده خدایی گوشیش رو داد از اینستای اون نگاه کردم و سفارش دادم.
والا مدرن بودن به این چیزا نیست، یه منو کوفتی چاپ کن بذار اونجا :/
》سید علی موسوی《
🗣 @tootiter
دیدی وقتی برای یه بچه یه چیزی میخری چه ذوقی میکنه وقتی میبره به بقیه بچهها نشونش میده و میگه اینو مامانم یا بابام برام خریده؟وقتی شما بزرگ میشین و مامان باباها پیر میشن، وقتی براشون یه چیزی میخرین، دقیقا با همونقدر ذوق به همه نشونش میدن و میگن این رو دخترم یا پسرم برام خریده. این دلخوشیارو ازشون دریغ نکنید.
》دیکتاتور حانیه《
🗣 @tootiter
اومده مشاوره و کلی از مشکلاتش رو با طرف مقابلش تو ازدواج گفت، بهش گفتم امکانش هست جلسات بعدی اونو با خودش بیاره؟ گفت نه! قبول نمیکنه بیاد!
بعد که رفت، یه آقایی اومد داخل و گفت ببخشید من پدر ایشون بودم که الآن رفت، خواستم بگم که چند وقت پیش طلاق گرفتن ولی هنوز نپذیرفتن😔
》ضدی《
🗣 @tootiter