توی تیکتاک پسره میگفت: نامزدم پدرش رو از دست داده، یه خاطرهای که با پدرش داره اینه که پدرش عاشق پیدا کردن سکه تو خیابون بوده و این رو نشونه شانس میدونسته، الان هم دوستم هر وقت سکه پیدا میکنه فکر میکنه نشونه اینه که باباش از اون دنیا به یادشه.
من هروقت باهاش قرار دارم، قبلش میرم و
تو مسیرمون، جایی که داریم میریم یا حتی تو خونه خودم تو جاهای مخفی سکه میذارم که اگه نگاهش افتاد و برشون داشت خوشحال بشه.😍😍
حالا شما برو برا طرف صد بار توضیح بده فردا تولدمه، اگه براش مهم نباشه یادش نمیمونه.
》دیکتاتور حانیه《
🗣 @tootiter
کوچیک بودیم نشسته بودیم دور سفره ناهار قرمه سبزی داشتیم، پدرم از طعم غذا خوشش نیامد عصبی بود، کلا همیشه بداخلاق و اخمالو بود، قابلمه غذا رو با کل متعلقاتش پرت کرد بیرون، مادرم گوله گوله اشک میریخت و بابام مرتب صداش رو بالاتر میبرد. از اون موقع تا الان لب به قرمه سبزی نزدم، اخه طعم اشک های مامانمو میده.
چند وقت قبل خواهر کوچیکم گفت وسط حرفهای روزمره مون چرا نمیدونم از قرمه سبزی بدم میاد.
خاطره رو براش تعریف کردم یادش اومد اشک ریخت.
حواستون باشه بچه میبینه، میشنوه، فراموش نمیکنه.
》زن ناصرالدین شاه《
🗣 @tootiter