هر بار که پدرم برنج جدیدی می خرید ، مادرم پیمانه را کمتر از همیشه می گرفت .
می گفت طریقه ی طبخِ برنج ها ، با هم فرق دارد ، همه شان یک جور ، دم نمی کشند ، نمی شود طبقِ یک اصل و برنامه ، پیش رفت !
برای همین بود که بارِ اول ، مقدارِ کمتری می پخت تا به قولی برایِ دفعاتِ بعدی پیمانه "دستش بیاید" ، یا اگر خراب می شد ، اسراف نکرده باشد !
آدم ها هم دقیقا همینند .
قبل از اعتماد و بذلِ محبت ، آن ها را خوب بشناسید ،
از تنهاییِ تان ، به هرکس و ناکس پناه نبرید !
نه هر آدمی لایقِ همنشینی است ،
نه می شود با تمامِ آدم ها ، یک جور تا کرد !
بعضی ها جنسشان از همان اولش خراب است و با هیچ اصل و منطقی اندازه ی باورهای شما قد نخواهند کشید ...
حواستان باشد ؛
مبادا محبت و توجهِ خودتان را اسراف کنید !
نرگس صرافیان طوفان
🗣 @tootiter
وقتی یکی به حرفم گوش میده یاد پنج شش سالگیم میفتم. داییم یه رنوی نو خریده بود میخواست پارکش کنه. من کنار وایساده بودم الکی میگفتم «بیاا... بیااااا...» تا ماشین افتاد توی جوب! گفت «دایی جا نبود که، چرا نگفتی بایستم؟» گفتم «مگه داشتی به حرفم گوش میکردی؟! من فقط بلد بودم بگم بیا»
》Mersen《
🗣 @tootiter