سوار تاکسی شدم همزمان با من دو تا کودک کار هم گفتن مستقیم و با من سوار شدن، یک کیلومتر جلوتر می خواستن پیاده بشن گفت چقدر میشه؟نگاه کردم دیدم دو تا هزار تومنی تو دستشه،گفتم بچه ها برید من حساب می کنم، به مقصد رسیدم (کرایه ۵هزار تومن هست این مسیر) بیست تومن دادم به راننده، گفتم درسته؟ گفت درست که نیست ولی بذار ما هم تو کار خیرت سهیم باشیم!!! لعنتی ۵ تومن بیشتر هم گرفتی چیشو می خوای قسمت کنی ؟؟😂
》سِر دَر ابر《
🗣 @tootiter
خواهرم داشت با خواهرزادهم در مورد اخلاق خوب و اصلاح رفتار و گفتارش حرف میزد. خواهرزادهم ازش پرسید «چرا اخلاق مهمه؟» سقراط این سوال رو تو ۵۰ سالگی پرسید، این تو ۸ سالگی. همونطور که میتونید حدس بزنید، ما هم مثل مردم آتن پاسخ منطقیای نداشتیم و بچه به اخلاق گندش ادامه داد.
دیروز ازم پرسید «خورشید چرا وجود داره؟» و من با افتخار، بدترین جوابی رو دادم که به بچه میشه داد. گفتم «باقی چیزا چرا وجود دارن؟ بیدلیل.» گفت «یعنی همش بیمعنیه؟» گفتم «آره.» بله، مثل یک احمق به تمام معنا. البته حماقتم همینجا تموم نشد و بعدش از سر بیچارگی گفتم «تا گرممون کنه.»
》پیپرکات《
🗣 @tootiter
۱۴ سالم بود که تازه شروع کرده بودم که برم انجمن شعر و قصه
بابامم خیلی تشویقم میکرد
یه همسایه ای داشتیم که ۴ تا دختر داشت یکی از یکی عجیبتر از لحاظ رفتاری
با یه بابای فوق العاده سختگیر
خلاصه من میرفتم و اونا هر روز توی مدرسه با حرفاشون آزارم میدادن تااینکه مامانشون به مامانم با طعنه گفت: حالا تو این رفت و آمدا برات داماد جور نکنه!
مامانم دیگه نذاشت برم
بابامم راضی کرد
گفت اینا براشون مهم نیست
یهو برامون حرف درمیارن!
من علاقم به ادبیات رو از دست ندادم ولی دیگه هیچوقتم فرصتش پیش نیومد که دوباره انجمن رو برم حسرتش برام موند
امروز خیلی بی مقدمه بعد از اینهمه سال به مامانم گفتم کاش هیچوقت حرف اونا برات مهم نبود
چون اون فقط یه حرف مسخرهی ساده و بی اساس بود
کاش اجازه میدادیم بابا ازمحمایت میکرد
نمیدونم چرا
ولی یهو زدم زیر گریه
»Nasrin«
🗣 @tootiter
یکی از نشانههای ناب صمیمیت (intimacy) این است که افراد برای آیندهٔ دور برنامهریزی مشترک میکنند. بسیاری از این برنامهها به نتیجه نمیرسند، اما نتیجه چندان مهم نیست. پیام پنهان چنین خیالپردازیهایی این است: در دقیقهٔ «اکنون» تو را برای آینده، آینده را برای/با تو میخواهم.
•Ebrahim Soltani•
🗣 @tootiter