اومده بودن برای طلاق توافقی، خواستم اظهاراتشونو صورتجلسه کنم دیدم تمام مدت فقط دارن از همدیگه تعریف میکنن. عمدا کشش دادم که شاید کوتاه بیان و بیخیال بشن. بعد از یک ساعت تعریف کردن از خوبی های همدیگه، آخرش آشتی کردن و رفتن.
نتیجه اخلاقی: کارمندا الکی وقت کشی نمیکنن، حتما قصد و نیت خیری پشت کم کاری و کار نکردنشون هست ولی شما نمیدونید. :)
»هانیه حیدر پور«
🗣 @tootiter
یک صبح هم تا چشم باز کردی،
به جای فکر کردن به جایِ خالی اش،
به کسانی که هنوز با همه یِ عشقشان کنارت هستند فکر کن ...
به مادرت که برایت چای دَم کرده ،
به پدرت که برایت برشته ترین قسمتِ نان را که دوست داشتی کنار گذاشته ...
برای یکبار هم که شده ،
تو به " داشته هایت " فکر کن و صبحت را برای خودت بخیر کن ...
•Kalem•
🗣 @tootiter
کاری نکنید کسی دیگه خودشو دوست نداشته باشه
کاری نکنید کسی احساس ناکافی بودن بکنه
کاری نکنید کسی حس اضافی بودن بهش دست بده
کاری نکنید کسی نتونه دیگه اعتماد کنه به هیشکی
کاری نکنید کسی بابت دوست داشتنتون پشیمون بشه
کاری نکنید یکی عاشقتون بشه و بعدش ولش کنید
احساساتو جدی بگیرید.
•نیل•
🗣 @tootiter
یکی از جملههای مسموم من به خودم تا همین چند وقت اخیر این بود:«اگه لاغر بشم و برسم به وزن ایدهآلم، خوشحال میشم.»
من سالها با این زندگی کردم، از نوجوونی هیچوقت ظاهرم رو دوست نداشتم و هر اتفاق بدی تو زندگیم تقصیر همین هیکل بد بود. نه که فکر کنید دنبال چاره نبودم، مثل خیلی از شما
من هم همه عمرم رژیم بودم. با اینکه عاشق کیک و شیرینی بودم به خودم قبولوندم ازش متنفرم، انواع رژیم های علمی و غیر علمی رو امتحان کردم و این وزن لعنتی رفت پایین و باز برگشت بالا.
سالها به خودم اجازه لذت از هیچی رو ندادم، نه تو رستوران و کافه با خانواده و دوستان راحت بودم
چون توی تن من حتما زشت بودن، و فقط رنگهای تیره استفاده میکردم.
امروز برای اولین بار در زندگی بزرگسالیم رفتم روی ترازو و وزنم همون وزن ایدهآلم بود. خوشحالم؟ نه. حسم دقیقا مثل همون ادمیه که توی ۹۰ سالگی لاتاری برده بود.
خواستم بگم به خودتون فرصت لذت از زندگی رو بدین. برای خوشحال بودن برای هیچی صبر نکنین، نه مدرک گرفتن، نه کار پیدا کردن، نه مهاجرت. از زندگی و خودتون همینجوری که هستین لذت ببرین
•دیکتاتور حانیه•
🗣 @tootiter
فیلسوف و روانشناس سوئیسی، "کارل گوستاو یونگ" تعبیرِ جالبی از انسانِ خوشحال دارد که بسیار از
تعریفِ عادی و معمولِ خوشحالی فاصله دارد
بر اساسِ این تعریف، خوشحال بودن یعنی:
توانمندیِ بالای ما در شکیبایی و استقامت در برابر سختی ها.
خوشحالی یعنی اطمینانی درونی به این که درد و رنج و سختی و بیماری و مرگ جزء لاینفک زندگی ست
اما هیچ کدام از آنها نمی تواند مرا از پا بیاندازد.
خوشحالی یعنی میل به زندگی علی رغم علمِ به فانی بودنِ همه چیز، خوشحالی یعنی در سختی ها لبخند زدن
خوشحالی یعنی آگاهی از توانمندی بزرگ ما برای به دوش کشیدنِ مشکلات؛ یعنی بعد از هر زمین خوردن همچنان بتوانیم بلند شویم، بعد از هر گریه همچنان بتوانیم بخندیم و لبخند بر لبِ دیگر همنوعان بیاوریم.
خوشحالی یعنی حضورِ کاملِ ما در هستی، یعنی همچون رودجاری بودن و در حرکت بودن؛ عبور کردن و به عظمتی بی پایان چشم دوختن
خوشحالی یعنی توانایی ما به گفتنِ یک آریِ بزرگ به زندگی.
•Moein•
🗣 @tootiter