۲۶ سالم بود، رفتم خواستگاری. ته کارت بانکیم ۶۲ هزار تومن بود. بابای دختره پرسید: فکر خونه هستین؟ گفتم: تا سال بعد میخرم. پرسید: ماشین چطور؟ گفتم: اونم تا چند ماه بعد میخرم. هر چی میپرسیدن میگفتم میخرم. بابا مامانم چشاشون گرد شده بود.
چای و شیرینی میخوردم و فقط میگفتم میخرم حله.
》پشه خسته《
🗣 @tootiter
نفس این کار با اینکه بچتو بفرستی دستفروشی تفاوتی نداره بچت داره واست درآمدزایی میکنه حالا سوای از این بدون اینکه حق انتخابی داشته باشه داری یه زندگی رو بهش تحمیل میکنی. زیادم هستن. یکی دوتا کلیپ اوکیه ولی اینکه که با بچت تبلیغات و پول در بیاری همون child abuse خارجی هاس.
》روانپریش دوم درب اول《
🗣 @tootiter
یه جا خونده بودم
«وقتی کسی مرا ناراحت میکند، از خود میپرسم اومده تا چه درسی بهم یاد بده؟
فاقد کدام ویژگی شخصیتی و روانیم که باعث شده متحمل این رنج شوم؟
انسانهای عصبانی، آرامش را
انسانهای تحقیرگر،و لجباز عزت نفس و انعطاف را
و انسانهای بی احساس، عشق و محبت را بشما می آموزند
اسپی
🗣 @tootiter
قشنگ ترین حسی که داشتم برای دیشب بود. دختر کوچولویی که خانوادشو گم کرده بود بردمش پیش انتظامات پاساژ اما انتظامات نبود منتظر موندیم. همونجوری که بغض کرده بود بهم میگفت اگه منو اینجا تنها بزارن و برن خونه چی؟ یه خورده دلداریش دادم منتظر انتظامات بودم تا بیاد و اسمشو بگه ..
تا خانوادش بیان دنبالش، همونجوری که داشتم باهاش حرف میزدم و سعی میکردم ارومش کنم اشکاشو پاک کرد و وقتی باباشو تو پله های پاساژ دید ذوق زده شد گفت بابامه ، بردمش پیش باباش بغلش کرد و تشکر کرد ازم.
اینکه اشک اون دختر به خنده تبدیل شد زیبا ترین حسی بود که گرفتم.
》لورنزو《
🗣 @tootiter