بچه که بودم فکر میکردم در روزهای اول محرم یک جنگ درگرفته و هر روز یک نفر به شهادت رسیده و فردا نفر بعدی... فکر میکردم حضرت علیاصغر را روز هفتم، حضرت علیاکبر را روز هشتم، حضرت عباس را روز نهم و روز دهم هم حضرت سیدالشهدا(ع) را به شهادت رساندهاند...
در همان عوالم کودکی فکر میکردم چه مصیبت بزرگی است اینکه هر روز یک عزیز را از دست بدهی و فردا هم منتظر داغ جدید باشی... اما کمکم فهمیدم همه را یک صبح تا عصر کشتهاند. مصیبت بزرگتر شد تصور کن تا میایی برای یکی اشک بریزی، دیگری عازم میدان است و...امان نفس کشیدن نمیدهد این داغها...
حالا فکر کن اگر قرار بود عاشورا را فقط عاشورا گریه کنی، دق میکردی! اینجاست که امام، مونسی دلسوز است و نمیگذارد تو با داغش جان بدهی...
🗣 @tootiter
هرموقع صدای شکستن استکانی یا ظرف چینی میومد صدای داد و بیدادها اونم درمیشد الان بزرگ شدم خیلی بزرگ گاهی وقتا وقتی استکانی یا ظرفی از دستم میخوره زمین و میشکنه منتظر داد و بیداد و غر غراشم اما هیچ صدای نمیشنوم دیگه الان کل ظرف هامم بشکنم صداشنمیشنوم و ابن واسم غم انگیز بود
🗣 @tootiter
به قول دکتر مجتبی شکوری : ما توی این دنیا محکومیم به تکرار...
به تکرار درد...تکرار رنج..
ولی کافیه درکش کنیم...درکش که کنی تحمل برات راحت تره ...
دلیل شاید،دلیل خوبی برای این باشه که بتونی سختی ها رو تحمل کنی...
وقتی هدفتو درک کردی و فهمیدی چرا ...
تحملش آسون تره...
Comet
🗣 @tootiter
رفتم خونه پیش مامانم
میگه: چای میخوری یا شربت؟
میگم: چای
برام شربت میاره
بعد ده دقیقه میگه: میوه میخوری یا چای؟
میگم: میوه
برام چای میاره
میگم: شما که هر چی دوست داری میاری ، چرا ازم سوال میکنی؟
میگه: یکی اینکه بهت احترام میذارم و نظرت رو میخوام ، دوم اینکه یادت بمونه رئیس کیه:))))
》یوناس《
🗣 @tootiter
تا حدود سی سالگی دوست داشتم مادر بشم. بعدتر دغدغه های دیگه جایگزین شد و بعد از چهل سالگی دیگه میدونستم قرار نیست هرگز کودکی بدنیا بیارم. اما از دیروز که رفتم دکتر و متوجه شدم این امکان بصورت اورگانیک هم دیگه وجود نخواهد داشت حس عجیبی دارم. اندوه نیست، یه رهاییِ حسرتناک شاید.
*Leila*
🗣 @tootiter