برنج خونه تموم شده بود، با توجه به موجودی حساب مون
یکم خرید کردم و یک برنج برداشتم
فروشنده اصرار داشت که نه فلان برنج ایرانی درجه یک رو بردارید
من میگفتم: نه همون برداشتم اوکیه
یک بنده خدایی که اسم نمیبرم
سبیل هاش تابونده اومده داخل مغازه میگه: خانم همون که میگن بهتره رو بردار، فروشنده هم که پیله ول نمیکرد.
این وسط من شده بودم یک آدم خسیس که میگم نه نه😂.
یعنی اون لحظه دلم میخواست عابر بانک بدم دست خودش بگم: باشه هرچی خواستی بردار
کم آوردی دیگه هر جور دوست داشتی تسویه حساب کن
خلاصه که اگه فروشنده هستید زیاد به مشتریاتون اصرار نکنید چی بخره چی نخره، ما ایرانیا اگه پول تو حسابمون باشه خودمون از هر کس دیگه ای بهتر بلدیم چی بخریم که کیفیتش بهتر باشه ولی امان از بی پولی
»انیس هستم«
🗣 @tootiter
صندوقچه قديمیات را نگرد
حتی اگر بهار
حتی اگر شكوفه
در پس ِ ديوارهای تار گم شود،
مهربانی و زيبايی
گم نخواهد شد...
شب
هر چه تاريکتر
ستارگان روشنتر!
#شبتون_بخیر 🌙✨
🗣 @tootiter
یه جا برای کار تماس گرفتمو کلی از رزوممو اینا برا یارو توضیح دادم
شما به آخر مکالمه دقت کنید
+ شما منزلتون منطقه چنده؟!
ــ کدوم منطقه باشه بهتره؟
+ نیروهای کار ما باید از منطقه ۱ تا ۴ باشن.
ــ میخواین مسیرشون نزدیک باشه؟
+نه، فرهنگشون به ما بخوره!
ــ😳😐
»Mahdis Parpanchi«
🗣 @tootiter
اگه هنوز با لذت تصنیف های پیش پا افتاده کوچه بازاری رو زمزمه میکنی، اگه گلدونهای روی تراس رو باعشق اب میدی،اگه هنوز شیفته شنیدن موسیقی معروف دوره جوونیات هستی و دنبال وقتی برای خوندن کتاب مورد علاقه ات میگری، تردیدنکن که پیرنشدی و از خیلی از جوونا جوون تری!...
*Ramin Rasaei*
🗣 @tootiter
خانومه توو هییت اومد سمتم
گفت شما متولد چندی؟
گفتم : ۷۶
گفت : پسر من ۷۵ ایه میتونم شمارتونو داشته باشم ؟
گفتم : جسارتا من اختلاف سنی بیشتری رو ترجیح میدم
یهو چهرش عوض شد
گفت : همینجوریش شوهر نیست یکی ام که ازتون شماره میخواد ناز میکنین؟
مادرشوهرا عصبی شدن عزیزان🫠
*𝖒𝖊𝖑𝖎𝖐𝖆*
🗣 @tootiter
بعضیا تخصصشون آنلاک کردن ترسهای جدید در دیگرانه. مثلا یکی به من گفت وقتی حرف میزنی، گوشهی لبت طوری میره بالا که انگار داری نیشخند میزنی و طرفت رو مسخره میکنی. ممنونم دوست عزیز! که ترس «نکنه موقع حرف زدن لبم بره بالا و طرف فکر کنه دارم مسخرهش میکنم» رو در من بیدار کردی.
• اورج جورول •
🗣 @tootiter