میخواید از شانس بشنوید ؟
تو بازار کیش چند تا مغازه بود باهاشون کار میکردم یه روز گفتم بزار ببینم برنده شدن چه شکلیه. از ۵ تا مغازه هر کدوم ۱۰۰ تا برگه قرعه کشی گرفتم شد ۵۰۰ تا.
هر شب ساعت ده قرعه کشی بود. ده تا جایزه از تلوزیون ۵۲ شروع میشد تا پارچ و لیوان.
خیلی از اون بازار خرید میکردم ولی هیچ وقت تو قرعه کشیش شرکت نکرده بودم. این دفعه از ۷۲۰ تا اسم ۵۰۰ بارش برگه های من بود ولی تو ده تا جایزه هیچ کدوم اسم من درنیومد.
حتی یکی.
با من از شانس حرف نزنید😂😂
》شهروند ساده《
🗣 @tootiter
داشتم هندونه میخریدم، یه آقایی قبل از من یه هندونه انتخاب کرده بود، یه آقای دیگه بهش گفت اینو که انتخاب کردی خوب نیست و فلانه بهمانه! خلاصه تهش یارو مجاب شد هندونه رو گذاشت و یکی دیگه برد! وقتی رفت، طرف همون هندونه رو برداشت و گفت حال کردی چطور از بهترین هندونه منصرفش کردم!:)))))
》ضدی《
🗣 @tootiter
474.1K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
میدونید چرا نیلوفر تو مرداب گل میده؟!
چون به همه ثابت کنه
در بدترین شرایط هم میتونه
زیبا بود ...
شاد بود ...
قوی بود ...
و امید داشت...
شبتون زیبا.و نیلوفری 🌸✨
شب خوش 🌙⭐️
🗣 @tootiter
به بچهها نگید "باهوش". بچهها ارزش خودشون روی چیزی میسازن که شما توی بچگی بابتش تحسین میکنید اونها رو.
از وقتی بچه بودم به من باهوش میگفتن و این باعث شد ارزش خودم رو توی این ویژگی ببینم.
اگر پیش میاومد کاری کنم یا توی چالشی قرار بگیرم که از پسش برنمیام اولین چیزی که اتفاق میافتاد شک کردن به هوش و بعدش به خودم بود.
ارزش من روی چیز سست و شکنندهای ساخته شد که به راحتی میتونست بشکنه و زیر پام خالی بشه.
یا خیلی وقتها تلاش میکردم از خودم برای دیگران چهرهای بسازم که منطبق باشه بر این ویژگیهایی که به من نسبت میدن.
این باهوش خطاب شدنی که هر روز میتونست به چالش کشیده بشه یا احساس بیارزشی با خودش میآورد یا باعث میشد که در حال جنگیدن با یه دشمن فرضی باشم که تحقیرم میکنه و باید ثابت کنم بهش که نه من خوبم.
کلی character development نیاز بود طی کنم تا بتونم از این اثری که روی من گذاشته شد رها بشم.
•Noora•
🗣 @tootiter