یه برش پیتزا مونده بود، بچه ۹بار زنگ زد گفت مامی بخورمش؟
گفتم نععع
+گشنمه آخه؟
-نععع
+هیچی تو خونه نیست، بخورمش؟
-نه، خودم میخوام برگشتم بخورمش
از ابهت پوشالی و نه گفتنم غرق لذت بودم که بچه تکست داد
+ببین مامی من قبل اینکه بهت زنگ بزنم خورده بودمش حالا بهتره عصبانیتتو بذاری پشت در:/
》Aburrida《
🗣 @tootiter
هدایت شده از ایتایار
256.5K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بهترین شیوه زندگی آن نیست🌸
که نقشه هایی بزرگ
برای فردایت بکشی؛
آن است که وقتی آفتاب
غروب می کند
لذت یک روز آرام را
چشیده باشی ...🍃
شبتون بخیرو شادی
🌸🍃🌼🍃🌸🍃🌼
🗣 @tootiter
پدربزرگم از وقتی که یادمه رفتارش عجیبه!
با همه مهربونه، بجز خانومای بالای ۵٠سال! یبار بهش گفتم خب چرا آخه باباجون؟ گفت چون مادربزرگت خیلی حساسه! منم دلم نمیخواد دلش یوقت بشکنه. این حرفارو زمانی بهم زد که باهم رفته بودیم به دیدن مادربزرگم؛ پنجشنبه غروب؛ بهشتزهرا
》میم حاء《
🗣 @tootiter
پسرعمهی مادرم شهید شده بود و کلی هم سر مزارش گریه زاری کرده بودن، ییهو دیدن با اولین گروه آزادهها زنده برگشت :)))
کل خیابان کرمان، م شکوفه (دروازهدولاب تهران) شلوغ بود و همه اومده بودن استقبال آزاده و جای سوزنانداختن نبود، بعد ماها که فامیل بودیم با محمدآقا (آزاده) رفتیم خونهی عمه مادرم
وسط پذیرایی نشسته بودم که دیدم ییهو مردها پاشدن رفتن زیر زمین خونه ولی من ر نبردن باهاشون
زیرزمین بزرگی بود که حمام و ... هم توش بود
کنجکاو بودم ببینم چه خبره ولی کسی راهم نمیداد و از درب زیرزمین فرستادنم بالا، بعد که اومدن بالا از حرفهاشون فهمیدم که رفتن توی زیرزمین جای شلاق و شکنجههایی که روی تن محمدآقا بوده ر ببینن :((((
محمد بعدا کارمند آتشنشانی شد و باز بارها و بارها زد توی دل خطر و ترسی از چیزی نداشت.
محمد آقای ما برگشت اما فکرم الان هم درگیره اینه که خانوادهمون سر قبر کدوم بندهدخدایی بجای محمد گریه میکردن؟
چه پدر/مادری چشم به راه برگشتن پسری بود که هیچوقت نه برگشت و نه پیکری بدستش رسید:(((
》عمو نیما《
🗣 @tootiter
شاید باور نکنین ولی سال ۲۰۰۵ دولت به مردم غرب کرواسی هشدار داد قبل از بازکردن در برای غریبهها چک کنن که کی پشت دره!
علت ؟
علتش این بود که یه خرس یاد گرفته بود برای ورود به خونهها باید در بزنه، اون وقت مردم خودشون در رو براش باز میکنن😄
خانم «نونکا لوکنار» میگه این خرس ۳ بار تا الان در خونه ما رو زده ،بار اول که در رو باز کردم خیلی ریلکس اومد تو خونه و رفت تو آشپزخونه.
ما که بهت زده بودیم از پنجره خودمونو بیرون پرت کردیم.
کارشناسها فکر میکنن خرس یکبار اینکارو کرده و چون از نتیجه راضی بوده دیگه یاد گرفته.
》Hirkan《
🗣 @tootiter
تو بیمارستان اعصاب و روان یه خانم ۵۲ ساله که خیلی هم آروم بود بستری بود،رفتم ازش حالشو پرسیدم گفت خوبم هفتهی دیگه عروسیمه دل تو دلم نیست:)
از دکترش جریانشو پرسیدم گفت سال ۷۰ نامزد کرده وقتی از یه سفر برمیگردن تصادف میکنن و همسرش فوت میکنه ولی نمیخواد باور کنه💔
》دُختِ بهار《
🗣 @tootiter