بچگیهام خیلی عمهم رو دوست داشتم،
یبار عمهم اومد خونمون من رفتم مدرسه برای اینکه تا من برمیگردم نره خونشون کفشاشو گذاشتم تو کیفم با خودم بردم مدرسه،
برگشتی بابام قضیه رو فهمید و کتکم زد به خیال اینکه عمهم ازم دفاع میکنه رفتم بغل اون اونم کتکم زد دیگه با خودم گفتم پناه بی پناهان مادر جان که دیدم از اونور داره با شیلنگ میاد سمتم
*خلافکار*
🗣 @tootiter
17.3K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بیاییدامشب
برای هم دعا کنیم
صبورباشیم
ازروزگارو
سختی هاش
نترسیم
همه سالم و
سلامت بمانند
ودرنهایت
عاقبتمان ختم
به خیرشود
"شبتون در پناه خدا"
🌸🍃🌼🍃🌸🍃🌼
🗣 @tootiter
یکی از دردناکترین تعابیر دل شکستگی اینه:
بعدک أنا هباءً
مثل جملة :”أحبكِ"
على لسانِ شخصاً أخرس!
بعد از تو بیهوده ام؛
همچون جمله " دوستَت دارم "
بر زبانِ آدمی لال …
مهدی داره با مامانم سر سربازی اجباری بحث میکنه، مامانم میگه نه اونطوریام نیست سخت نیست فلان، مهدی برگشت گفت یه جمله میگم ختم کلام. گفتیم چی؟ گفت: «زایمان اصلا سخت نیست.» مامانم گفت: «چندبار زاییدی؟» مهدی فاتحانه گفت: «ممنونم، همین.» :)))))))))
• Fate, Wait for it, Meh.•
🗣 @tootiter
عموم میگه قدیما چت و موبایل و اینا نبود عاشق دختر همسایه که شدم حتی نمیشد همو ببینیم واسه همین باباهامونو تبدیل به چت کردیم و باهم حرفهای عاشقانه میزدیم و بعد کنکور هم رفتم خواستگاریش گرفتمش گفتم باباتو چه طوری تبدیل به چت کردی آخه؟گفت چون کنکوری بودیم به کتاب آموزشی احتیاج داشتیم و همسایه ها بهم قرض میدادن ما هم حرفایی که میخواستیم بهم بزنیم رو توی کتاب از صفحه اول شروع میکردیم و زیر هر حرف نقطه میذاشتیم و با کنار هم گذاشتن حرفا کلمات شکل میگرفت و چت میکردیم، اینترنت ماجرا باباهامون بودن!
باباهامون وقتی میدیدن چقدر با دقت داریم کتابا رو با عشق میخونیم و نت برمیداریم فکر میکردن حتما کنکور یه چیز خوب قبول میشیم حتی با همین راه دانشگاهامونو باهم انتخاب کردیم الانم که گرفتمش خاطرات اون روزا خیلی قشنگتره تا این چتا و تلگراما و..
باباها کتابا رو بین دو خونه رد و بدل میکردن تا ما همو نبینیم و عاشق نشیم!
»محمدم«
🗣 @tootiter