یه دانشجوی دکتری دارم که کار تمام وقت داره، دکتریش رو نیمهوقت میخونه، دوتا بچهی زیر ده سال داره، از مادرشوهر بیمارش مراقبت میکنه. همیشه ایمیلهام رو ساعت ٢،٣ نصفه شب جواب میده و معلومه که فقط اون موقع وقت داره رو درسش کار کنه. واقعا جلوش از تنبلی خودم خجالت میکشم.
》لکچریاسوس《
🗣 @tootiter
دیشب خونه مامانبزرگم خوابیدم. نصفه شب صدام کرد. عین جن زدهها دویدم بالا سرش گفتم چی شده؟
-دیشب خودم تلویزیون رو خاموش کردم.
+خب؟
_برو نگاه کن ببین درست خاموش کردم؟!
یه نگاه انداختم گفتم آره خاموشه.
-نه درست نگاه کن!
منم که داشتم از خواب میمردم گفتم بخدا اوکیه.
آخرش راضی نشد با عصا به زور بلند شد رفت جلوی تلویزیون گفت پس دوباره روشنش کن و باز خاموش کن😂
》مونالیزا《
🗣 @tootiter
789.9K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بخند به زندگی به ادمها🌸
به لحظه هایی که از آنها
عبور میکنی و تورا به پیر
شدنت نزدیک تر میکنند
بخند که جز خنده
چیزی تورا آرام نمیکند.🍃
شبتون بخیرو شادی
🌸🍃🌼🍃🌸🍃🌼
🗣 @tootiter
بدوبدو اومده میگه «دایی، لَقْلِلَقیل من کُزاست؟»
با چشمهای گردشده میپرسم «چی کجاست داییجون؟ لَقْلِچی؟»
جواب میده «لَقْلِلَقیل دیگه! لَقْلِلَقیل.»
خواهرم از اتاق صدا میزنه «امیر، میگه جرثقیل!»
چشمهاش برق میزنه، لپهاش گل میندازه و با ذوق میگه «آلِه دیگه. لَقْلِقَقیل!»
》الف. امیر《
🗣 @tootiter
یه دیالوگ تو یه فیلم "کتاب سبز" بود که خودش یه اصل زندگیه؛ میگفت:
«وقتی کاری رو انجام میدی صد در صد انجامش بده!
وقتی کار میکنی، کار کن.
وقتی میخندی، بخند.
وقتی میخوری جوری بخور انگار آخرینباره که غذا میخوری..!»
به نظر من اصل زندگی همینه! اینکه ما یه سری چیزا رو میخوایم ولی صد درصد خودمونو نمیذاریم و این خوب نیست! بعضی وقتا باید اگر هدفمون اون رشته هست، اون کارس، اون درسهاس، اون خونه هست یا ماشینه و یا حتی چند ساعت وقت گذرون با ادمهای که دوسشون داریم؛ باید تماماً خودمونو تو اون لحظه بذاریم!
»اختاپوس بی کله«
🗣 @tootiter
دختر جوانی چند روز قبل از عروسی آبله سختی گرفت و بستری شد. نامزد وی به عیادتش رفت و در میان صحبتهایش از درد چشم خود نالید.
بیماری زن شدت گرفت و آبله تمام صورتش را پوشاند. مرد جوان عصازنان به عیادت نامزدش میرفت و همچنان از درد چشم مینالید.
موعد عروسی فرا رسید. زن نگران صورت خود که آبله آن را از شکل انداخته بود و شوهر هم که کور شده بود. مردم میگفتند چه خوب! عروس نازیبا، همان بهتر که شوهرش هم نابینا باشد.
۲۰ سال بعد از ازدواج، زن از دنیا رفت، مرد عصایش را کنار گذاشت و چشمانش را گشود. همه تعجب کردند و فهميدند كه مرد ۲۰ سال خود را به كورى زده بود!
وقتى از او سوال شد كه چرا چنين كردى، مرد گفت: من کاری جز شرط عشق را به جا نیاوردم!
»Lham«
🗣 @tootiter