💬 | #پیام_جدید
متن پیام:
خانواده ی همسرم شهر دیگه ای ساکن هستن .برادر همسرم دوتا ماشین داره و یکیش رو قرار بود به ما بفروشه همسرم ۷ ساعت رانندگی کرد رفت تا ماشین رو تحویل بگیره و برگرده ولی جاری و برادر همسرم گفتن چون ما این هفته میخواییم تا جایی بریم شما برگرد و دوهفته دیگه بیا دنبال ماشین ...
حالا چرا ؟؟؟؟چون دناپلاس راحت تر و کلاسشم بیشتر از ۲۰۶ بوده نمیتونستن با اون یکی ماشینشون برن !!!!!!!!!!!!!!!
#خودخواه_نباشیم
#ارسالی_مخاطب
@tootiter
تو خونه یه مداد رنگی(از این جعبه فلزیا) ۳۶ رنگه داشتیم که زمان بچگی ارزوم بود یه بار استفاده اش کنم.
مامانم میگفت هر موقع رفتی دبیرستان بهت میدیم الان خرابش میکنی.
بماند که هیچوقت دستم به مدادرنگیه نرسید و الانم نمیدونم کجاست…ولی چرا “بعضی”پدر مادرای زمان ماانقد ذوق کور کن بودن؟
اون مدادرنگیه رو اگه بچه هات تو کوچیکی استفاده میکردن و حال میکردن بهتر بود یا اینکه بذاری تا ابد آکبند و دست نخورده بمونه؟
داشتن هر چیزی در زمان مناسب خودش حال میده.
•سایو•
🗣 @tootiter
داشتم فکر میکردم بعضیامون خیلي بيرحمانه داریم یه دردایي رو تحمل میکنیم دردایي که خیلي بزرگتر از قد و قوارهٔ ماست. هیچوقت حق انتخابي براشون نداشتیم، زورشون خیلي بیشتر از لبخندامونه. دردایي که هربار از خودت ميپرسي خب چرا بازم من؟ و هر بار جوابي که هیچوقت پیداش نکردي :)
🗣 @tootiter
یه خانمی امروز اومده دفتر. سنش راحت بالای ۷۰ سال رو نشون میداد اما تو کارت ملی زده بود متولد ۴۸.
به شوخی گفتم: مادر جان من همیشه بابت شکستگی چهره و سپیدی موی سر و محاسن دارم مظلومنمایی میکنم ولی شما واقعا از من هم شکستهتری.
یهو بغض کرد و گفت: داغ دختر ۲۰ سالهام رو دیدهام😢
ازش بابت شوخی نابجا عذرخواهی کردم؛ تازه شروع کرد درددل کردن و حرفهایی زد که چشمان ما رو هم تر کرد.
موقع رفتن گفت: پیش هیچکس نمیتونم حرف بزنم، امروز دلم سبک شد. 😞
آدمهای اطرافمون چه رازها و چه دردهایی دارن و ما بیتوجه فقط در حال قضاوت و نظرات چرند دادن در موردشان هستیم😐
》Oldtiger《
🗣 @tootiter