اگه یهو میزنه به سرتون که تو یه جزیره تنها زندگی کنین، یه زوج این تجربه رو داشتن، حنا و همسرش چند هفته اموزش دیدن و اومدن تو یه جزیره که برای هفت ماه زندگی کنن. با اینکه تنها بودن و باید نکاتی راجع به آب و هوا رو ثبت و مخابره میکردن، و حتی با وجود اینکه مطمئن نبودن اگه مشکلی پیش بیاد چقدر طول میکشه تا کسی به دادشون برسه، حنا گفته که اضطراب نداشتن، میتونستن کل روزو برن طبیعت گردی. دسترسی به اینترنت خیلی سخت بود و حتی دیش تو یه طوفان میشکنه که به سختی درستش میکنن.
با اینکه با منزوی بودن مشکلی نداشتن، ولی اگه قایق یا هواپیمایی رد میشد، ذوق میکردن و وقتی یه نفر از طرف سازمان پارکها و حیات وحش تاسمانیا اومده بود که چک کنه که همدیگه رو نکشته باشن، حنا میگه که که انگار باید یاد میگرفتن دوباره با آدمها حرف بزنن.
اخرهای موندنشون تو جزیره پدربزرگ حنا سکته کرد. برای حنا فکر اینکه دیگه نتونه پدربزرگش رو ببینه نگاهش رو به زندگی عوض کرد و تصمیم گرفت برگرده و نزدیک به خانواده زندگی کنه.
🗣 @tootiter
بذارید خاطره روز آخر رو بگم.
توی دفترخونه با مامانش اومده بود.امضاها رو که زدیم حلقه و انگشتر نشون رو بهش پس دادم.
مامانش گفت ولی ما حلقهای که شما خریدین رو پس نمیدیم به هر حال هدیه بوده. گفتم هرجور مایلین مهم نیست.
از در که داشتم بیرون میرفتم اروم به پسرش میگه مگه یه تومن روی پول گوشواره اش نذاشته بودی؟اونم بگو دیگه.
برگشتم که یه چیزی بگم دیدم داداش بزرگه اش چشم غره به مادره رفت ولی گفتم یه تومن رو که نه! ولی گوشواره رو براتون میفرستم اینم هدیه نگه دارین.
خواهشا خواهشا موقع ازدواج نگید با خانواده اش چیکار دارم. اتفاقا خیلی هم کار داشته باشین
»poone«
🗣 @tootiter
404.2K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
امشب دلم نه تو را میخواهد 🌸
و نه آمدنت را
امشب دلم یک سوره میخواهد
که مثل امَن یُجیب
شفا دهـد؛تمامِ دلتنگی هایم را و🍃
تمامِ شب بیداری هایم را ..
شبتون بخیروشادی
🌸🍃🌼🍃🌸🍃🌼
🗣 @tootiter
خیلی حسودی میکنم به اینایی که با مادر و پدرشون حرف میزنن و مسائلشونو بهشون میگن. هروقت میبینمشون به این فکر میکنم که تو چه موقعیتای ترسناکی میتونستم تنها نباشم اگر رابطهم با خانوادهم مثل اونا بود.من از ۷،۸ سالگی دیگه رفتم تو اتاقم درو بستم و انگار همه چیز تموم شد.
•Mateo•
🗣 @tootiter