واقعا شرایط چقدر آدمو عوض میکنه !یادمه اوایل که متاهل بودم چون یه حشره بزرگ اومده بود تو خونه ۴ ساعت تمام خودمو تو اتاق حبس کردم تا همسرم بیاد بکشتش! بعد الان یه موش اومده خونم. روز اول داشتم فکر میکردم موشه اسکله؟ چی میخواد بخوره مثلا؟ الان یه هفتس با هم زندگی میکنیم تا اون از شدت سوء تغذیه برای غذایی که پیدا نمیکنه خونه رو ترک کنه !
》مامانی که من باشم《
🗣 @tootiter
💬 | #پیام_جدید
متن پیام:
سلام توروخدااااااامیشه اگه این پیام به دستتون رسیده خبرم کنیدبدونم اخه چندتا پیام فرستادم نیومده کانال فقط میخوام بدونم بدست تون میرسه... یانه ممنون
✍️سلام رسید خیالت راحت😂😂😂
چند وقت پیش یکی از سردردش گفت و به نظرم غلو اومد، تو دلم گفت اینم ما رو مسخره کرده دیگه
دقت کنین، فقط با خودم فکر کردم!
جونم براتون بگه امروز چنان سردردی گرفتم که چشمم باد کرده بود، توان حرف زدن نداشتم، صدای محیط برام عذاب بود و زمین رو گاز میزدم!
قضاوت همچین تاوانی داره رفقا
》معصوم《
🗣 @tootiter
فوبیای گم شدن یا رها شدن اونجایی سراغم اومد که تقریبا ۵-۴ سالم بود.جزئیات کمی به خاطر دارم سوار تاکسی شدیم مامانم خریداش گذاشت و رفت از در دیگه ماشین سوار بشه که راننده حرکت کرد.
واکنش مامانم یادمه اون وسط کوچه داشت داد میزد و من تو ماشین اشک میرختم مامان مامان میگفتم.
راننده اصلا متوجه نبود،تقریبا بعد دوتا خیابون ماشین پلیس متوقفش کرد و متوجه شده بود من تنها داخل ماشین هستم،وقتی که رسیدم به مامانم خودم پرت کردم بغلش.
هنوز وقتی سوار وسیله نقلیه عمومی میشم پشت سرم نگاه میکنم مامانم بیاد،اگر وارد مغازه میشم حواسم هست مامانم منو ببینه و بیاد.
این مخصوص به اون نیست،
نسبت به آدمای زندگیم ترس دارم ترس از اینکه گم بشم و شاید دیگه نتونم پیداشون کنم
ترس از اینکه شاید یه روز بچه داشته باشم تو خیابون شلوغ، وسیله نقلیه عمومی یا هرجایی منو گم کنه و نتونه پیدام کنه.
»یادگاری«
🗣 @tootiter
بالغ شدن از اونجایی آغاز میشه که میفهمی والدینت با وجود تموم اشتباهات، هرچی که بلد بودن و داشتن رو برات گذاشتن، پس تصمیم میگیری جای سرزنش اونها روی رشد و تغییر خودت کار کنی!
»mohamad.vzs«
🗣 @tootiter