دیشب خواهرزادمو بردم پارک یه لحظه به خودم اومدم دیدم گمش کردم کلی گشتم دیدم نشسته پای سفره یه خانواده ۲۰نفری واسش ماکارانی ریختن تو بشقاب داره با اونا میخوره
بهش میگم اینجا چیکار میکنی
میگه دایی توام بیا بخور خیلی خوشمزه است😂😂
چه ماکارانی بود
چه خانواده باحالی بودن دمشون گرم😍
》انبه《
🗣 @tootiter
داییم دهه اول محرمو جلو خونه بابابزرگم اینا موکب زده بود. ظهرا به مردم شربت میدادن و شبا چای شیرین.
تمام پسربچه های فامیل و پسر خودش تو این ۱۰ روز زندگیشون شده بود این موکب. گاهی حتی خواب و خوراکم نداشتن، ولی هیچوقت اعتراض نکردن.
تو همون ایام بابابزرگم یه شب خواب دید امام حسین از توضریحشون یکم خوراکی برای موکب و دعوتنامه مخصوص فرستادن، ولی نفهمیده این دعوتنامه دقیقا مال کدوم یکی از بچه هاشه.
گذشت تا اربعین. مامانم و خود داییم و خاله م قسمتشون شد رفتن کربلا، یه دایی و یه خاله دیگمم قسمتشون شد اومدن مشهد زیارت. و دقیقا بجز مامانم که قبل اربعین رفت، بچه های همینا بودن که تو موکب خادم بودن و با خانوادشون قسمتشون شد برن زیارت!
به قول مامانم این خانواده محبتو پیش خودشون نگه نمیدارن، قطعا چندین برابرشو بهت پس میدن:))))
ریحون بنفش🌿
🗣 @tootiter