مادربزرگ من خدابیامرز خیلی عروساشو اذیت میکرد(۷تا عروس).
پارسال فوت کرد.الان از مامانم میپرسم تو بخاطر اذیتاش میبخشیش؟ میگه من همون موقع ها بخشیدم اون بیچاره بیسواد بود و از روی نادونی اذیت میکرد. گناه داره الان بیا براش حلوا درست کنیم خیرات بدیم شب جمعه س..
اخه مادر من🫠
》Zahra《
🗣 @tootiter
یه چندباری مامان با لاک روی شیشهها نقاشی کرد و خوشش اومد. بعد دیدم بابا بیخبر رفته شهرکتاب براش یه سری ماژیک مخصوص نقاشی رو شیشه خریده. بعدم هی با هم همفکری میکنن که برگ گلهارو سبز کنه یا بذاره مشکی بمونه که مدرن باشه!؟
و من هنوز فکر میکنم عشق همینقدر ساده و عمیقه…
》ثنا《
🗣 @tootiter
حتی در غم انگیزترین زندگی ها نیز به لحظاتی درخشان برمیخوریم
و حتی در میان شن و سنگ هم گل های کوچک شادی می روید.
📕 گرگ_بيابان
✍🏻 #هرمان_هسه
🗣 @tootiter
بعضیهایمان یک مرتبه بیدار میشویم، بعضی آهسته و بعضی هیچوقت. اما اگر بیدار شویم، دیگر فکر و نظر دیگران هیچ تأثیری در حالمان ندارد. اینکه وقتی ما را میبینند چشمانشان برق بزند، یا برعکس، پرههای دماغشان با نفرت باز و بسته شود، هیچ اهمیتی ندارد،
مهم فقط این است که خودمان جلوی آینه که میایستیم چه میبینیم...
📕سمت_تاریک_کلمات
✍🏻 #حسین_سناپور
🗣 @tootiter
یکبار سه سال پیش گیر دادم به شوهرم که آقا چرا غذا پختن بلد نیستی من چرا باید واست غذا بپزم؟
هیچی بهم نگفت اما یکماه بیرون غذا میخورد.توی اون یکماه هم نه یک قرون به من پول داد نه یک قرون خرج خونه کرد
کار به جایی رسید که مجبوری از برادرم پول قرض کردم گوشت و وسایل خریدم
یک قرمه سبزی لیمو عمانی توپ واسش درست کردم که بگم تقسیم وظائف رو یاد گرفتم!
》گلی با دو تا لام《
🗣 @tootiter