تو محلمون یه پسر عقب مانده ذهنی بود که از دار دنیا جز یه برادر که زندان بود هیچکس رو نداشت.
زندگی سخت و حداقلیای داشت و اموراتش از شاگردی سوپر مارکت میگذشت، خرید مردم رو براشون میبرد و در مقابل انعام اندکی میگرفت، برای تشکر هم همیشه شونهی انعام دهنده رو میبوسید.
یه بار یکی از بچه ها بهش گفت: زندان یعنی چی؟
پسره جواب داد: زندان یه درِ بزرگه.
ببین چقدر نگاه یه آدم باید متفاوت و مثبت باشه که از زندانی که همش دیوار و نماد اسارت هست فقط درش که نماد آزادی و رهایی هست رو ببینه.
بهش میگفتیم عقب مونده ولی خیلی از ماها جلوتر بود.
بعد اون فهمیدم خوشبختی، بدبختی، زشتی، زیبایی و...همهی چیزای دیگه نسبیه و بستگی به این نداره که کجای داستانی بلکه بستگی به این داره چطور نگاه میکنی.
اگه نوع نگاهت رو تربیت کنی توی اوج مشکلات خوشبختی و اگه تربیت نکنی وسط کل نعمتهای عالم بدبختی.
حقیقتا چطور نگاه کردن هنر بزرگیه.
》کاتسوموتو《
🗣 @tootiter
ميدونيد يه بزنگاهايى توى زندگى هست كه اصلا مهم نيست چقدر مهربون بودى، توى اون لحظه و آن بايد بيرحم بشى، سخت و تند، اصلا يه وقتايى بايد سگ نگهبان خودت بشى، كه اگر خودت به خودت احترام نذاشتى ديگه هيچوقت نميتونى از بقيه توقع احترام داشته باشى، بعدش هرچقدر خواستى دوباره مهربون باش و مهربونى كن، ولى شك نكن، قشنگه كه يه وقتايى شوخى نداشته باشى، على الخصوص با حرمتت، بهش چى ميگن؟ عزت نفس؟
•سبیدو•
🗣 @tootiter