به او گفتهبودم دیدنت مثل این است که اسباببازی محبوب کودکیم را همان وقتی که میخواهمش خریدهاند و بابا نگفته بعدا میخرم.
حالا انگار صد سال است یکبند غروب جمعه است. مشقهایم مانده، سرما خوردهام، تب دارم، درد میکنم، و اسباببازیم را بردهاند پس دادهاند...
💬 hamidsalimi
🗣 @tootiter
نزار قبانی میگه هم میترسم دوستت داشته باشم، اونوقت بری و درد بکشم. هم میترسم دوستت نداشته باشم، که فرصت «عاشق تو بودن» از دستم میره و پشیمون میشم. حالا تو بگو! «کیف احبک بلا الم، و کیف لااحبک بلا ندم». چطور عاشقت باشم و درد نکشم، و چطور عاشقت نباشم و پشیمون نشم.
•اورج جورول•
🗣 @tootiter
تو ونیز با همسفر استرالیایی نشسته بودیم تو رستوران تو یه کوچه خلوت پیتزا میخوردیم. داشتم میگفتم ما ایرانیا همه جا هستیم. هوای همو داریم. یهو ویتر اومد گفت اکسوزما آر یو ایرانی؟ بعدم لیمون چلو مهمونمون کرد.
یعنی تو زندگی انقد سریع روسفید نشده بودم!
ایرانی قهرمان ایرانی پهلواااان
• Mira S •
🗣 @tootiter
پسر عجب داستانی شده این. یارو بدبخت در آرامش داشت زندگیش رو میکرد بهش گفتن بیا پارلمان ازت تقدیر کنیم. حالا گندش در اومده که طرف نیروی نازی بوده و رییس مجلس به خاطرش استعفا داده و دولت هم تحت فشاره. لهستان هم درخواست کرده اینو استرداد کنن که تو سن ۹۸ سالگی دادگاهی و مجازاتش کنن.
بگیم بدشانسیه یا خون هایی که ریخته یقه اش رو گرفته!
•kimyagar•
🗣 @tootiter