امروز وسط درس دادنم یکیشون میگه اجازه کتاب رو جمع کنیم؟
اعصابم خرد شد.
گفتم عزیزه من درس تموم شده که کتاب رو جمع کنی؟ چرا انقد سوالای الکی و تکراری میپرسین؟ هر وقت با صدای بلند گفتم کتابتونو جمع کنین اون وقت جمع کنین.
یکیشون بلند شده میگه اگه با صدای اروم گفتین جمع نکنیم؟😭😭
بعد من همینجوری پوکر نگاش کردم. بغل دستیش گفت اجازه ببخشیدش بچگی کرد.:)))))))))))))))
》خانم چیتر《
🗣 @tootiter
یه بارم مدیر مدرسه خواهرزادهم به شوهرخواهرم زنگ زده بود که شازدهتون بدون گواهینامه رانندگی میکنه به خودتون مربوطه ولی یهسری چیزا رو بهش یاد بدید!
پرسیده بود باز چیکار کرده؟
گفته بود من و اون همزمان رسیدیم به مدرسه، تو ماشینش نشسته به من بوق میزنه که برو درو باز کن بریم تو!
》رضا خانزاده《
🗣 @tootiter
سوار تاکسی شدم، پول نقد همراهم کم بود. به راننده(پیرمرد) گفتم شماره کارت بدین کرایه رو کارت ب کارت کنم.
گفت من کارت ندارم . گفتم وا مگه میشه:/
گفت ندارم دیگه
گفتم اوکی تا یه مسیر برین من از خودپرداز پول بگیرم بهتون بدم، برگشت گفت که که چرا همراهت پول نداری؟ گفتم شما ببخشید پول نقدم تموم شد، تو کارت دارم شماره کارت بدین براتون بزنم خب🙄
میگه نه خانم من اعتماد ندارم، انقدر اینجوری گفتن و نزدن، انقدر گفتن وایسا دم عابرو در رفتن که کلا دیگه به هیچکس اعتماد ندارم.
و من سر صبحی به خاطر آدمایی که انقدر راحت حق این پیرمرد رو خوردنو در رفتن یه ساعت بغض کردم، کاش لااقل پول کسی رو بخورید که هم سن و هم زورو بازوی خودتونه
نه این پیرمردی که زورش به هیچکس و هیچ چیز نمیرسه
»مینالیزه«
🗣 @tootiter