من فکر میکنم زمانی که ما بچه بودیم از بچههای الان خیلی بزرگتر بودیم
مثلا من وقتی پنجم ابتدایی بودم با یکی از دوستام شب رفتیم از یکی از درختهای گردوی باغ خودمون دزدی کنیم و من افتادم پایین و هر دو تا دستم شکست
بچههای الان هیچ کار بزرگی نمیکنن
روز بعد وقتی میخواستم برم مدرسه و به خاطر درد و ورم دستهام نمی تونستم بند شلوارم رو ببندم
برادر کوچکترم رو صدا زدم که بیاد ببنده و اون هم بلد نبود و این وسط مادرم متوجه شد
البته کتک نخوردم بابت این موضوع چون نگفتم دزدی رفتم
*naseh mohi*
🗣 @tootiter
مولانا تو مثنوی معنوی توصیف بامزهای داره از درک افراد از جهان هستی میگه که :
مگسی بر پرِكاهی نشست كه آن پركاه بر ادرار خری روان بود.
مگس مغرورانه بر ادرار خر كشتی میراند و میگفت:
من علم دريانوردی و كشتیرانی خواندهام.
در اين كار بسيار تفکر کرده ام.
ببينيد اين دريا و اين كشتی را و مرا كه چگونه كشتی میرانم.
او در ذهن حقیر خود بر دريا كشتی میراند
آن ادرار، دريای بیساحل به نظرش میآمد، و آن برگ كاه، كشتی بزرگ. زيرا آگاهی و بينش او حقیر و اندک بود.
جهان هر كس به اندازه درک و بينش اوست.
آدمِ مغرور و كج انديش مانند اين مگس است. و ذهنش به اندازه درک ادرار الاغ و برگ كاه...
•Ali•
🗣 @tootiter
زندگی کردن، نایاب ترین چیز در دنیاست، بیشتر مردم فقط وجود دارند همین ...
#اسکار_وایلد
🗣 @tootiter