یه روش کلاهبرداری برگ ریزون براتون بگم
پسرخالهم پلی استیشنش رو تو دیوار گذاشته برای فروش ۱۴میلیون و نیم.
یه نفر زنگ زده گفته میام ببینم و آدرس گرفته، بعد یه بچه اومده با داییش که داییش هم داخل نیومده، بچه پلی استیش رو دیده و تست کرده و زنگ زده به داییش گفته اوکیه، داییش اومده بالا، یه فیش ده میلیون و نیمی نشون داده،گفته بدید ببریم، پسرخالهم تعجب کرده که من اصلا به شما شماره حساب ندادم، این چیه؟
طرف گفته مگه این مال برادرتون نیست؟ پولش رو واریز کردیم دیگه، اینم فیشش.
خلاصه مشخص شده که یکی پلی استیشن پسرخالهم رو ده و نیم آگهی کرده.
به اینا قولش رو داده و از پسرخالهم آدرس گرفته،بعد به این بچه و داییش گفته من مادرم بیمارستانه، دارم پلی استیشن رو میفروشم، شما رفتید اونجا با برادرم حرفی از قیمت نزنید، پسندیدید، پولش رو برای من بزنید.
اینا هم بعداز دیدن پلی استیشن پول رو برای اون طرف زدن و گوشی خاموش شده.
》عالیه خانم《
🗣 @tootiter
گاهی حضور یک دوست در جهانت، به مثابهی دستان خداوند است که حرفهات را شنیده و تنهاییات را دیده و حالا به شکل یک رفیق، برایت حمایت و نور فرستاده!
گاهی حضور یک دوست در جهانت، شبیه به معجزهایست که ذره ذره اتفاق میافتد و ذره ذره به آسمان جهانت رنگ میپاشد.
گاهی حضور یک دوست در جهانت، شبیه به آرزوییست که آن را به خدا نگفتهای و برآورده شده!
خدا همیشه به شیوهی خودش مراقب توست و با زمانبندی خودش همه چیز را درست میکند...
🗣 @tootiter
«جوان که بودم میخواستم دنیا را عوض کنم. نشد، دنیا مرا عوض کرد، پیر و پفیوز و مچاله شدهام. یک روزگاری به عشق آفتاب از خواب بیدار میشدم و روشنایی را که میدیدم روحم سبز میشد. حالا دلم نمیخواهد از خواب بیدار شوم. روحم خوابآلود و خسته است.»
- روزها در راه؛ شاهرخ مسکوب.
🗣 @tootiter