یک همکار ژاپنی داشتیم تو ایران.
یکبار بحث سورپرایز شدن شد. گفت روزی که بهم گفتن برو ایران مأموریت، رفتم کلی خوندم دیدم اکثر ایرانی ها انگلیسی بلد نیستن. منم رفتم لغات کاربردی رو تو دیکشنری پیدا کردم و روی کاغذ تلفظ فارسی رو به ژاپنی نوشتم. کتاب فارسی در سفر رو هم خریدم، بین همکارام هم هرکی رفته بود هرچی میدونست پرسیدم. رسیدم فرودگاه مهرآباد نشستم تو یک تاکسی.راننده یک آقای سیبیل کلفت بود. منم دیدم ظاهرا اوضاع خرابه! تقلب های امتحانی رو آماده کردم بدم دست یارو.
آقای راننده تو آیینه تو چشام نگام کرد و بعد به ژاپنی کاملا روان پرسید: ژاپنی هستی؟
گفت یک لحظه فکر کردم دارم خواب میبینم. به انگلیسی و با هیجان گفتم بله بله! ژاپنی ام. باز راننده گفت: من دارم ژاپنی باهات حرف میزنم خب! چرا انگلیسی حرف میزنی؟
منم کاملا برگام ریخته بود. خلاصه سر صحبت باز شد و کاشف بعمل اومد آقای راننده ۱۵ سال ژاپن کار میکرده 😅
»مِنشِن الممالک«
🗣 @tootiter
💖الهی
هرآنکه دست نیاز به سوی تو بلند کرد
امیددارد که امید تویی
خودت آروزهایی را که حالا از قلبش گذشت برآورده کن
#شبتون_بخیر 🌙
🗣 @tootiter