اين نهايت ناشكری است كه آدم بخواهد همه نعمت هايي را كه در اختيارش است فقط به خاطر اين كه آن چيزی را كه ميخواسته به دست نياورده است ناديده بگيرد !
📕همسران_خوب
✍ #لوئیزا_می_آلکوت
🗣 @tootiter
اكنون ديگر غيبت او نبود كه قلبم را مىآزرد، بلكه بىتفاوتىام نسبت به آن رنجم میداد. فراموشى، در عين آرامبخش بودنش، نوعى يادآور خيانت نسبت به احساسى بود كه زمانى چنان برايم عزيز بود.
✍🏽 #آلن_دو_باتن
📕 جستارهايى در باب عشق
🗣 @tootiter
در مسیر فرودگاه، درگیر ترافیک شدید چمران شدم، بهترین گزینه موتور بود .
بامهربانی و مهارت مرا به نزدیک عوارضی رساند مبلغ درخواستی اش بسیار کمبود مقداربیشتری برایش زدم و برایم تاکسی هم گرفت. چند دقیقه ای گذشت راننده تاکسی ایستاد، گفت همان موتوری پشت سرمان علامت میدهد، گفت شاید چیزی جا گذاشته اید!؟
موتوری گفت پیامک امد دیدم پول زیاد ریختید من بچه ام مریض هست! گفتم سوال کنم اشتباه نریخته باشی و راضی باشی پول دارو میخواهم بدهم …خلاصه دیدن بزرگی و پاکی اش روزم را ساخت به کمک دوستان خیرم مشکل دارو فرزندش هم امروز حل شد.
خدارو شکر
🗣 @tootiter
✨پروردگارا
✨در این شب
✨به قلبمان نفوذ کن
✨وما را از خشم،ترس
✨و درد را دورکن
✨روحمان را جانی تازه ببخش
✨و ذهنمان را آزاد کن
#شبتون_بخیر🌙✨
🗣 @tootiter
امروز ازمدرسه دخترم تماس گرفتند
معاون فرمودند
دخترم روهفته ای سه چهاربارباحالت غش
میارن دفتر
یه چایی نبات میخوره نیم ساعت درازمیکشه
خوب میشه میره
معاون مدرسه میگفت فقط هم سرکلاس ریاضی وعربی غش میکنه گفتن زحمتی نیست شنبه
یه کیلونبات برای مدرسه بیارید
مصرف نبات دخترتون بالاست🤣
*mahboob.62*
🗣 @tootiter
امروز رفتم آمپول زدم و پرت شدم به خاطرات ٦-٧ سالگيم، وقتى كه مريض و سرماخورده نشسته بودم تو مطب دكتر. دكتر از مامانم پرسيد: براش دارو بنويسم يا آمپول؟ يهو خودم جواب دادم: آمپول!
و برگ هاى دكتر ريخت از اينهمه شجاعت من!
پ.ن: بابام به ازاى هر آمپول يه عروسک برام مى خريد :))
*نگار*
🗣 @tootiter
شیفتهی آدماییام که حضورشون شبیه عطره. جایی نمیگیرن، اما همهی فضا رو به رنگ و بوی حضورشون آغشته میکنن. حضور عطرانه را تمرین کنیم. جهان رو بهبوی خوش وجودمون آغشته کنیم. در لحظههای هم منتشر بشیم و خاطره. خاطرهای که از مراجعه بهش خلسهای عمیق و لبالب از عاطفه تسخیرمون کنه.
*بهرنگ سهرابى*
🗣 @tootiter
دیروز کیک تولد کسی رو خوردیم که ۷۵ روزه که icu بستریه و دیروز ۱۸ سالش شد
پدرومادرش امید داشتن و به بقیه میگفتن درست میشه و یه بار دیگه با خودش جشن میگیریم
گاهی واقعا دلم همچین امیدواری میخواد
من حتی نمیتونستم تظاهر کنم که آره همه چیز درست میشه و از دیروز دارم میگم کاش خوب شه چون اگر خوب نشه اون قسمت ناامید و منطقی وجودم که هیچوقت نمیذاره الکی خوشحال شم بیشتر جون میگیره و دیگه هیچجوره نمیتونم جلوشو بگیرم
• حق با منه 𝕏•
🗣 @tootiter