دیروز کیک تولد کسی رو خوردیم که ۷۵ روزه که icu بستریه و دیروز ۱۸ سالش شد
پدرومادرش امید داشتن و به بقیه میگفتن درست میشه و یه بار دیگه با خودش جشن میگیریم
گاهی واقعا دلم همچین امیدواری میخواد
من حتی نمیتونستم تظاهر کنم که آره همه چیز درست میشه و از دیروز دارم میگم کاش خوب شه چون اگر خوب نشه اون قسمت ناامید و منطقی وجودم که هیچوقت نمیذاره الکی خوشحال شم بیشتر جون میگیره و دیگه هیچجوره نمیتونم جلوشو بگیرم
• حق با منه 𝕏•
🗣 @tootiter
دبیرستان یه دوستی داشتم اسمش فرنوش بود خیلی تو مدرسه با کسی صمیمی نبود با منم اوایل فقط چون توی یه نیمکت میشستیم دوست بود، مامان من خیلی مومن هست و نسبت به من دوستام درسم و روابط ام سخت گیر بود مثلا تا خانواده دوستمو نمیشناخت اجازه نمی داد خونه اشون برم، اگه تولدی دعوت میشدم که افراد خونواده فامیل و یا پسر هم اونجا بودن رفتن من با شرایط و محدودیت همراه بود، یه روز پیشِ فرنوش از رفتار مامانم گله کردم ولی اون گفت قدرش رو بدون!
خودش اصلا از خونواده به خصوص مامانش هیچی نمی گفت جوریکه فکر می کردم مشکلی باشه، تا اینکه جلسه اولیا مامانش رو دیدم، یه خانوم خوش پوش آراسته و خیلی زیبا، به فرنوش گفتم چه مامان خوبی داری، جوابی که داد هیچ وقت یادم نمیره، گفت: من هیچ وقت حس مادر داشتن ندارم، مامانم تمام وقتش تو سالن زیبایی، مزون، دورهمی دوستاش و سفر مجردی می گذره، یه غذای گرم یا خونگی نداریم، کاری نداره من با کی ام، حتی شب هم خونه نباشم نمیگه کجا بودی، بابامم به خاطر ماموریت های شغلی که میره خیلی به مامانم اعتراض نمی کنه اگه هم بکنه نتیجه اش فقط دعوا و داد بیداده، گفت بیشتر نگران برادر کوچیکمم اگه با دوستای بد ارتباط بگیره چه صدمه ای می خوره!
الان که بزرگ تر شدم میفهمم سخت گیری مامانم به نفعم بوده، تو زندگیم مستقل و روی پای خودم بودم، منظم و با اصول بودم، انتخاب های فاجعه باری نداشتم، اگه اون موقع ها مامانم کاری بهم نداشت احتمال اینکه داستان و تروما برام پیش بیاد بود.
پدر مادر مسئولیت بزرگ و حساسی دارن ضمن آزادی دادن به بچه ها باید مراقبشون باشن ازشون حمایت کنن به موقع راهنمایی کنن تا بچه ها بتونن راه درست رو پیدا کنن.
》Leila_AQvarius《
🗣 @tootiter
باید یاد بگیری خط پایانی وجود دارد و تو نباید همه چیز را در نیمه راه رها کنی. باید تمامش کنی.
✍️🏼 #پائولو_کوئیلو
🗣 @tootiter