مادربزرگم اون آخریها فراموشی گرفته بود، ازش که میپرسیدم من کی هستم، لبخند قشنگی میزد و میگفت «تو بهم نوشابه میدادی». نوشابه دوست داشت، دور از چشم مامانم یه لیوان کوچیک واسش میریختم. یادمه با اینکه چیزی یادش نمیومد قبل از خواب به خدا گله میکرد که چرا بابام نذاشت درس بخونم!
•Mersen•
🗣 @tootiter
دقت کردین خانمای خیلی قشنگ همیشه صاحب دخترایی میشن که قشنگ نیستن؟ مامان منم یکی از همین خانوماست و این همیشه برامون داستانساز بود. براتون تعریف کنم که چند سال پیش جلوی در غسالخونه منتظر ایستاده بودم و به پهنای صورتم اشک میریختم. میتونید تصور کنید که چقدر زار و بیرنگ و آشفته بودم. همون موقع متوجه شدم که دو تا آقا هی منو به هم نشون میدن و یه چیزی به هم میگن. اما خب حالم خرابتر از این بود که بخوام توجه کنم. خلاصه بعد از چند دقیقه اومدن جلو و سلام و احوالپرسی کردن و تسلیت گفتن. بعد بکیشون پرسید شما دختر فلانی هستین؟ گفتم بله. به اون یکی گفت دیدی گفتم، شکل مامانشه. اون یکی گفت آره، شباهت که داره ولی مامانش خیلی قشنگتره. این دوباره گفت آره چشمای مامانش نظیر نداره. هیچکس به قشنگی اون نمیشه.
خلاصه همینطور که داشتن در مورد قشنگی مامانم و اینکه من به گرد پای مامانم هم نمیرسم صحبت میکردن و انگار نه انگار که من وجود دارم دور شدن.
بعدا متوجه شدم هر دو از فامیلای دورمون هستن و هر دو جوونیاشون عاشق و خواستگار پر و پا قرص مامان بودن. 😁
»دنریس تارگرین«
🗣 @tootiter
یه وکیل رو فالو دارم که درباره خوب بحث کردن حرف میزنه. تو یکی از ویدئوهاش چند نکته کمکی میگه درباره حالتی که یه نفر تو یه جمع بهتون چیزی میگه که تحقیرتون کنه. اگه شما هم زبون ندارین و معمولا چیزی نمیتونین جواب بدین شاید اینا براتون بد نباشه:
-ازش بخواین حرفش رو تکرار کنه!وقتی ازش میخواین چیزی رو که به نظر خودش گفته تا شما رو پایین بیاره تکرار کنه، همه فان و لذتش رو ازش میگیرین. وقتی شما خیلی آروم بگین: میشه تکرار کنی چیزی که گفتی رو؟ همه اون دوپامینی که فکر میکرد از عکسالعمل شما به حرفش به دست میاره، ازش میگیرین و در عین حال انگار روی رفتارش یه نورافکن میندازین که باعث خجالتش میشه.
-اگه حرفش رو تکرار کرد یا نکرد ما بعدش میایم هدفش رو برای حرفش میبریم زیر سوال، مثلا میپرسیم: این حرف رو زدی که من رو ازار بدی؟ یا میخواستی من رو شرمنده کنی؟ بعد از اون نور افکن، حالا یه آینه جلوشونه که واقعا فکر کنن ببینن هدفشون چی بوده.
جوابشون هر چی بود، شما دیگه چیزی نگین. سکوت شما در این مرحله جواب شماست، چون احتمالا اون یه بهونه خیلی مسخره برای حرفش آورده، مثلا شوخی کردم بابا چه بی جنبهای، اگه شما تو این مرحله چیزی نگین کنترل فضا دست شماست.
»دیکاتور حانیه«
🗣 @tootiter
🍁الـهـی...
ای آرامش مطلق
ای که دلها
با نام و یاد تو
آرام میگیرد
عزت دوستان و عزیزانم را
تا عرش کبریایی خود بلند کن
و عطا کن به آنان
هر آنچه برایشان خیر است
و دلشان را لبریز کن
از شادی و محبت
شبتون پراز آرامش
فرداتون پراز بهترینها
#شبتون_بخیر 🌙✨
🗣 @tootiter
داییم میگفت جوونیهام یکی از دوستای بابام که کارخونهدار بوده گفته بیا اینجا بالا سر کارگرها باش حقوق خوبی هم بهت میدم منم گفتم بشرطی میام که دوستمم استخدام کنی، دوستمو که دید نپسندید و کلا منصرف شد،
چندوقت بعد دخترش با همینی که جای من استخدام شد ازدواج کرد و چون وارثی نداشت کارخونه و خونه یه چند تا زمین هم به اون ارث رسید،
گفتم باز دم شما گرم که تو رفاقت کم نذاشتی دایی جان حالا دوستتون کجاست؟
گفت دو سال بعدش پولمو خورد رفت آمریکا
»خلافکار«
🗣 @tootiter
دختر جوانی بود که بعد از عمل پنجم بینیاش ارجاع شده بود و همچنان از بینیاش ناراضی بود، او مبتلا به اختلال بدریختانگاری بدن یا Body Dysmorphic Disorder بود.او اگر ده بار دیگر هم عمل شود باز راضی نخواهد بود. اگرچه اینبار به نظرم واقعا بد شده بود. شیوع این اختلال در مطبهای زیبایی تا ۳۰درصد میرسد. بیمارهایی که اعتبار آن پزشک را بخاطر عدم رضایت از عملهای مکرر، به باد خواهند داد. پیشنهادم این است که حتما کلینیکهای زیبایی این اختلال را در مراجعینشان غربالگری کنند.
ذهنهای ناخشنود، جسمهایشان را سلاخی خواهند کرد.
»روح الله صدیق«
🗣 @tootiter
دیروز تو مطب دو تا خانوم سرِ نوبت بحثشون شده، منشی به این یکی گفته: نوبت اون خانمه، شما بفرمایید بشینید.
اینم به اون یکی گفته: حالا که رفتی تو، ولی دعا میکنم مرضت هرچی هست بدتر بشه.
منشی هم بهش گفته: خب اگه دعات اینقدر گیراست، دعا میکردی خودت خوب بشی، نیای دکتر دیگه.
»علی بسکابادی«
🗣 @tootiter