بابابزرگم ۸۹ سالشه و آلزایمر داره و … شرایط بد.
دیروز رفتم سر زدم، داشت با گلای قالی ور میرفت و باهاشون حرف میزد، بهش میگم چی میگی بابابزرگ؟
میگه با مامانم حرف میزنم.
بدیعه (نامادریش زمان بچگیش) صبح ها بهمون جای چایی شیرین چایی نمک میداد، جرات نمیکردیم بگیم به بابام، چقدر من و نگار (خواهر بابابزرگم) چایی شور خوردیم بچگی. چندبارم نگار که اعتراض کرد کتک سیری خورد.
اشکش رو پاک کرد.
دلم براش ریش شد. مرد تو ما رو یادت نمیاد، چطور۸۲ ۸۳سال پیش رو انقدر تلخ یاد میاد.
واقعا آدمیزاد وقتی فراموشی هم میگیره از خاطرههای تلخ در امان نیست؟
》sepid《
🗣 @tootiter
وقتی محمود درویش (فلسطینی) عاشق ریتا(اسرائیلی) شد برای او نوشت:
«من بر خلاف قبیله و وطن و باورهامون، عاشقت شدم...ولی می ترسم تو مرا نا امید کنی.»
بعدها فهمید ریتا جاسوس اسرائیل بود، برایش نوشت:
«حس میکنم وطنم دوباره اشغال شده، شاید برای تو چیز بی اهمیتی باشد، ولی آن قلب من بود»
》نعیمه عطامنش《
🗣 @tootiter
با خدا كه باشي؛
نه غمي به دلت مياد،
نه چيزي وجود داره كه ازش بترسي...
دلتون بی غم
#شبتون_بخیر🌙✨
🗣 @tootiter