دختر خانمی پدر سالمندش را آورده برای امآرآی. متصدی میپرسد شئی فلزی همراهشون هست؟ دختر خانم همین را از پدرش میپرسد. آقا که سبیل سفید و آویختهای دارد با لحن جالب تهرونی میگوید، نه فلزم کجا بود!! دختر خودش را نزدیک میکند و آرام میگوید، ترکش! پدر : عااا اون که بعله. چچچندتا دارم.
》Siavash Saffarianpour《
🗣 @tootiter
چند روز پیش دوست پرستارم میگه دختریو اوردن بیمارستان که از قضا قصد خودکشی داشته و خوشبختانه موفق نشده.
دکتر بخش اومده بالای سرش و گفته شما که عُرضه خودکشی ندارین چرا کادر درمان رو به زحمت میندازین🤦♀️
و راهش رو کشیده رفته
واقعا تحصیلات شعور و ادب نمیاره دوستان
》موکاخانِم《
🗣 @tootiter
مریض اومده نوروبیون به دست
اجازه میدید تزریق کنم؟
خیر، عوارض داره و آیا شما کمبود ویتامین ب۱۲دارید؟ بیماری خاصی دارید؟
میگه نه بی حالم، یه بلاگری تو اینستاگرام گفته بزنم بی حالیم خوب میشه😦
کلی نشستم توضیح دادم که نباید بزنه گفت حالا این بار رو بزنم ببینم چی میشه و رفت..
قرار نبود آخرش اینطور بشه
»faryad«
🗣 @tootiter
مامانم میگفت خونهمو که تو خورموج اجاره کردم دیدم نخلِ کفِ حیاط رو کثافت گرفته. به یه نفر ۳۰۰ تومن دادم اومد نخل رو مثل دستۀ گل کرد. تر و تمیز. این نخل، که هیچوقت آنچنان ثمري نمیداد، مثل بچهم شد. هر روز صبح بیدار که میشدم بهش سلام میکردم.
موقعي که بهش آب میدادم نازش میکردم میگفتم عزیز دلم من اینقدر دوستت دارم، اینقدر بهت میرسم، تو هم امسال خوب بهم ثمر بدیا، باشه مامان؟
خواستم بگم این چِتبازیا تو خونوادهمون ارثیه. زنی (در قیاس با «مردی») با «درخت» حرف میزنه و قربون صدقهش میره.
گذشت و رسید موقع ثمر دادنِ نخل. یه نژاد بهنامِ گَنتار یا گَنطار، که بین دهها نژادي که من خارک و رطب و خرماشونو خوردهم، معطرترین و خوشطعمترین رطب رو تولید میکنه. تو دهن آب میشه، شیرینیش به اندازهست، هرچی بخوری سیر نمیشی و دل رو نمیزنه.
ولی این نخل که ثمر نمیداد که.
گذشت اون دوران. مادرم میگفت امسال بدون اغراق، صد کیلو رطب ازش چیدم و سوغاتی دادم. صد کیلو! پروسۀ چیدنش اینقدر طول کشید (رووووزها و روزها) که حدود ۱۰ کیلوشم خرما شد و گذاشتیم تو سطل، گوشۀ خونه (خرما اونیه که سفت و گوشتیه، و بیرون از یخچال نمیترشه.) و چون میدونست من زیاد رطبخور و خرماخور نیستم و نهایتاً نیشي میزنم، یه سطل یه کیلویی بیشتر ازش برام نفرستاده، که جاتون خالی دارم با قهوه میخورم.
»Hosseyn ShanbehZaadeh«
🗣 @tootiter
بابای ما سر صبح رفته بانک چون پیامک بانکش نمیومد
کارمند بانک گفته احتمالا با گوشیت گذاشتی تو لیست سیاه
بابامونم داد و بیداد کرده و گفته ببین به کی پیام دادم، به موساد پیام دادم؟
منو میذارین لیست سیاه؟ فحش داده و زده بیرون 😑
بعد من گوشیشو نگاه کردم، بله شمارهی بانک رو اشتباهی بلاک کرده بود 😂
»lady chef«
🗣 @tootiter