"گردن آلپورت" روانشناس معروف عقیده دارد:
وقتی که از کسی انتقاد میکنیم، داریم به نوعی دست به جراحی شخصیت او میزنیم، همانند جراحی که میخواهد توموری را از بدن بیماری خارج کند و هنگام جراحی مواظب است رگ و پی های سالم اطراف تومور آسیب نبیند!
پس هنگامی که تیغ انتقاد را در دست میگیریم همان قسمتی را که باید زیر تیغ ببریم و مواظب قسمتهای سالم شخصیت باشیم!
مثلا وقتی كسي را ميخواهيم به خاطر عدم مسئولیت پذیری انتقاد کنيم، نباید از واژههایی مثل از تو ناامید شدم! يا تو هیچی نمیشی و غیره... که کل شخصیت را زیر سوال میبرد استفاده کنيم،
راه درست اينست كه پس از گوشزد کردن نکات مثبت شخصیت فرد، که مطمئنا همه دارا میباشند، از عدم مسئولیت پذیری وی انتقاد كنيم.
🗣 @tootiter
یه داستان قدیمی چینی هست که میگه آدمایی که جفت روحی هم و نیمه گمشده ی هم هستن، ارتباط جادویی به اسم “the red string of fate” دارن که با یه نخ قرمز نامرئی به هم وصل شدن و همدیگه رو دوست دارن و سرنوشتشون به هم گره خورده. این دو نفر شاید از هم دور بشن اما نخ بینشون هیچ وقت پاره نمیشه و با روحشون به هم وصلن. هم دیگه رو از فاصله زیاد حس میکنن، تلپاتی زیاد دارن و همیشه به هم ختم میشن.
و تو همینی.
🗣 @tootiter
صبح میرفتم بدوعم، سر کوچه دیدم چهار پنج نفر جمع شدن جلو ساندویچی، فکر کردم دزد گرفتن، همشون متعجب همو نگا میکردن، به صاب مغازه گفتم فرید قضیه چیه؟ گفت: دزد اومده نون باگتا رو برده :))))))))))
تا حالا ندیده بودن کسی نون باگت بدزده گیج شده بودن :))))))))))))))))
》داداشِ کایکو《
🗣 @tootiter
شیش سالم بود برادر کوچیکم به دنیا اومد، مامانم بخاطر اینکه مثلا من چون یه بچه دیگه اومده حسودی نکنم بسته ماژیک خرید گذاشت دست نی نی، فکر کنین من یه نی نی دیدم که تو دستش بسته ماژیکه برام از بهشت ماژیک اورده، به دوستم گفتم رفت گریه کرد پیش مامانش منم داداش میخوام😂😂
》dreamer soul《
🗣 @tootiter
یه چیزی بگم؟
بین "گفتن کلمات عاشقانه" و "نگفتن کلمات توهین آمیز و شوخی های خنک" دومی به بقای زندگی بیشتر کمک میکنه
هیچ وقت به همسرتون حتی واسه شوخی، حتی فقط یه بار هم نگید یه زن دیگه میگیرم، مهریه تو میدم، به سلامت، تو رو به من انداختن و بقیه شوخی های ننر آقایون ایرانی🙂
》زینب خانوم《
🗣 @tootiter
من تو رانندگی به کسی فحش نمیدم
ولی امروز به یه پسره گفتم گاو البته لب خونی کرد
بعد دیگه تو حال خودم بودم دیدم یکی هی نوربالا میزنه هی بوق میزنه، رفتم لاین کنار هی بوق بوق که شیشه رو بده پایین من فک کردم کاپشنم لای در گیره کرده
بعد گفتم بله؟ گفت خودتی
ادم اینقد کینه توز؟؟؟😂😂
》فرفریون《
🗣 @tootiter
چند وقته پیش خونه برادرم دعوت بودیم، بهش گفتم برادر من برای پسرت تبلت خریدی مبارکش باشه، خواهشی که ازت دارم اینه که تبلت رو امشب بردار بچه من نبینه، من در حال حاضر شرایطش رو ندارم براش بخرم، تا شرایطم نرمال بشه بخرم براش(حقوق معوقه دارم ووقتی هم پرداختی دارن تمام حقوق من می ره برای اقساط بانک)
رفتیم دیدم پسرش سرش تو تبلت هست و دختر من هم داره نگاش میکنه
دخترم اومد گفت بابا طاها تبلت خریده، بهش گفتم بابا حتما برات میخرم هرجور شده و درهم شدم تا اخر مهمونی.
یه چند وقت گذشت، دیدم از بانک زنگ زدن و گفتن با ضامن هات بیاید چند تا امضا بزنید و سپرده ات رو آزاد کنیم😄
خیلی خوشحال شدم و رفتم کارهاش رو کردم و تونستم برم به قولم عمل کنم و سورپرایزش کنم😍
همینجور که تو مغازه داشتم کارهای تبلت رو انجام می دادیم، پیام حقوق هم اومد
مغازه دار گفت:
اقا امشب شما دخترت رو خوشحال کردی و می کنی وخدا هم تو رو الان با پیام حقوق خوشحال کرد👌
خدا هیچ پدری رو شرمنده بچه هاش نکنه.
》داداش امین《
🗣 @tootiter
یه روز چوپانی گوسفنداشو برده بود برای چرا، یهو یه ماشین آخرین مدل میاد سمت گلهش و یه مرد خیلی شیکپوش ازش پیاده میشه، میگه اگه بهت بگم چند تا گوسفند داری یکیشو بهم میدی؟ چوپانم جواب میده آره.
مرد لپتاپشو باز میکنه و وصل میشه به ماهواره، چند تا ایمیل میزنه تا عکسا رو تحلیل کنن، تهش هم چندین صفحه گزارش پرینت میگیره (قیافهی چوپانو هم تصور کنین) و تحویل چوپان میده.
+خب؟
- ۱۲۵۹ تا گوسفند داری.
- وواو چه جالب، باشه یکیو بردار.
بعد از اینکه طرف یکیو برداشت و میخواست بره چوپان گفت یه لحظه وایسا، اگه بگم چیکارهای پسش میدی؟
اونم با تعجب سر تکون داد که میدم.
+ تو مشاوری.
- چطور فهمیدی؟ آره هستم.
+ سخت نبود، بدون دعوت اومدی خودتو انداختی وسط، بابت چیزی ازم دستمزد گرفتی که خودم میدونستم، سوالی رو جواب دادی که نپرسیده بودم و قد یه ارزن درمورد کارم نمیدونی. حالا اون سگمو پس بده!
»ناظر بیطرف«
🗣 @tootiter