یه روز چوپانی گوسفنداشو برده بود برای چرا، یهو یه ماشین آخرین مدل میاد سمت گلهش و یه مرد خیلی شیکپوش ازش پیاده میشه، میگه اگه بهت بگم چند تا گوسفند داری یکیشو بهم میدی؟ چوپانم جواب میده آره.
مرد لپتاپشو باز میکنه و وصل میشه به ماهواره، چند تا ایمیل میزنه تا عکسا رو تحلیل کنن، تهش هم چندین صفحه گزارش پرینت میگیره (قیافهی چوپانو هم تصور کنین) و تحویل چوپان میده.
+خب؟
- ۱۲۵۹ تا گوسفند داری.
- وواو چه جالب، باشه یکیو بردار.
بعد از اینکه طرف یکیو برداشت و میخواست بره چوپان گفت یه لحظه وایسا، اگه بگم چیکارهای پسش میدی؟
اونم با تعجب سر تکون داد که میدم.
+ تو مشاوری.
- چطور فهمیدی؟ آره هستم.
+ سخت نبود، بدون دعوت اومدی خودتو انداختی وسط، بابت چیزی ازم دستمزد گرفتی که خودم میدونستم، سوالی رو جواب دادی که نپرسیده بودم و قد یه ارزن درمورد کارم نمیدونی. حالا اون سگمو پس بده!
»ناظر بیطرف«
🗣 @tootiter
یه دوست یونانی داشتم یه بار از یونان شیرینی برام اورد گفتم عه اینکه حلوا شکری ماست برای صبحانه میخوریم نه جای شیرینی. اون جناب که زیر بار نرفت و امروز خوردم به یه انگلیسی. گفتم اقا این که گز ماست و اونم میگفت نه این نوگت فرانسویه :) امان ازین شیرینی دزدای خارجی :)
»Shana«
🗣 @tootiter
یه روایتی از هنری کیسینجر هست که یکی گزارشی تهیه میکنه و براش میفرسته. صفحهی اول پاراف میکنه “این بهترین چیزی بود که میتونستی تهیه کنی؟!” و گزارشو برمیگردونه.
طرف هم گزارشو دوباره میخونه و یه سری ایراداتو رفع میکنه دوباره میفرسته و کیسینجر هم با همون پاراف برمیگردونه
اینکار چند بار تکرار میشه تا یارو شاکی میشه مینویسه بله از این بهتر نمیشه.
کیسینجر هم مینویسه خب پس اینبار میخونمش.
🗣 @tootiter