«یه نفر از من پرسید که من از چی بیشتر از همه میترسم و مغز من به دوران بچگیم فرستاده شد. هر شب، ساعت ۹ شب شام آماده بود و مادرم منتظر پدرم مینشست تا غذا بخورن. از زمانی که پدرم دیگه مادرم رو دوست نداشت، شبها دیرتر به خونه میاومد. بعضی وقتها یک ساعت و بعضی وقتها تا ۳ ساعت.
بعد از مدتی مادر وزن کم کرد و تیرههای زیر چشمهاش هر روز بیشتر و بیشتر نمایان شد چون از خوردن و خوابیدن تا وقتی پدر بیاد امتناع میکرد. من دیگه از هیولای توی کمدم یا تاریکی نمیترسیدم، از این میترسیدم که کسی رو دوست داشته باشم که دیگه من رو دوست نداره.»
🗣 @tootiter
هیچ دانشی
بالاتر از آن نیست
که بدانی چه زمانی
وقت رفتن است.
✍🏼 #تنسی_ویلیامز
📕 پرنده شیرین جوانی
🗣 @tootiter
همانطور که دمای بدن انسان در کنار کسانی که سردشان است کم میشود، در مجاورت افراد حقیر نیز از حرمت انسان کاسته میشود.
📕 بینوایان
✍🏽 #ویکتور_هوگو
🗣 @tootiter