یکی از رفقا که فروشگاه مجازی داره، تو درگیری مجازی با یکی از مشتریهاش چندتا فحش به مشتری میده، مشتری هم میره ازش شکایت میکنه؛ چند روز پیش باهاش رفتیم دادگاه، برای راضی کردن شاکی و گرفتن رضایت سه میلیون خرج کردیم، تقریبا برای هر فحش ۶٠٠ هزارتومان!
اینارو گفتم که بگم فحش ندید:)
• علی محرم زاده •
🗣 @tootiter
رفتم ماشین خانومم رو بنزین زدم، مسیر برگشت دوتا لاک کودک برای دخترها گرفتم(اشتباه کردم😩).
دختر کوچیکه دربش رو باز کرده،لاک رو ریخته روی فرش،مالیده به کمد و دیوار و...
الان همسرم اینجوریه🤬🤬🤬
به بهانه خرید اومدم بیرون.وایستادم تا زنگ بزنه و بپرسه کجایی!!!
یکساعت زنگ نزده نامرد😥
»بابای دوتا دختر«
🗣 @tootiter
ی بار ی بچه کوچولو ۴-۵ ساله اومده بود با دلدرد و حالت تهوع.داشتم براش نسخشو مینوشتم ک یهو بالا اورد. بچه اینقد خجالت کشید ک من کلی گفتم عمو مشکلی نداره، ادم بزرگاشم اینجوری میشن. اخرشم ب مامانش گفت از طرف من از اقای دکتر معذرت خواهی کنید، من روم نمیشه. شعورش از ۸۰٪ مردم بیشتر بود
»amin«
🗣 @tootiter
دیروز یکی از همکارهام داشت پشت گوشی با یکی صحبت میکرد؛ لا به لای حرفاش چیزای قشنگی شنیدم که بهنظرم همه لازم دارن یه بار بشنون و بهش فکر کنن. میگفت: "نباید چیزی که لایقته رو توی آدما بگردی. اول باید تو خودت پیداش کنی بعد دنبال آدمی بگرد که لایقش باشه!"
دوتا جملهی ساده بود ولی کاری کرد که ساعتها بشینم به زندگیم فکر کنم :)
/کاملیا
🗣 @tootiter
من همیشه پشت آدمی ایستادم که بوقتش پشتم رو خالی کرد، ، حال آدمی رو پرسیدم که به وقتش حالمو نپرسید، نگران آدمی بودم که بهوقتش نگرانم نشد، نذاشتم پشت سر آدمی حرف بزنن که بوقت خودش پشت سرم حرف زد، من اگه آدم اشتباهی برای رفاقت و معاشرت انتخاب کردم اما راه درست رو رفتم.
/فیل
🗣 @tootiter
💬 | #پیام_جدید
متن پیام:
دلم ذهن اروم بچگیم رومیخواد،که هرچقدرسروصداباشه بتونم تحمل کنم ،الان باکوچک ترین سروصدا حالت تهوع میگیرم ،موندم چجوری باید دوتا پسرام بزرگ کنم.ادامه زندگی روچکارکنم اصلا
حتما با مشاور تماس بگیرید✍
https://eitaa.com/moshavereh_et
دانشجو که بودم، در واحد تربیت بدنی دو به اجبار بدمینتون ارائه شد چون استاد تربیت بدنی، بدمینتون کار بود و کلی از تحقیر دانشجوها در طول ترم لذت میبرد.منتها بیشترین تحقیر را نفر اول دوره ما شد.پسر کم حرفی که مهارتهای حرکتی پایینی داشت. ما هفده جلسه کلاس بدمینتون رفتیم و او تا آخر هم نتوانست سرویس را بزند و توپ را که بالا میانداخت نمیتوانست حرکت راکت و توپ را هماهنگ کند و توپ از کنار راکت به زمین میافتاد. او ۱۷ جلسهی دو ساعته در گوشهی سالن سرویس میزد و نمیشد. روز امتحان استاد به تحقیر گفت که اگر فقط سرویس درست بزند، نمرهی قبولی به او میدهد که باز نتوانست، هنوز پوزخندهای استاد هنگام تقلای ناکام او یادم هست. او عمری بخاطر دست و پاچلفتی بودن تحقیر شده بود، اگرچه همیشه نفر اول کلاس بود. برایم همیشه سوال بود که او با این هوشش چرا انقدر مهارت حرکتی پایینی دارد. بعدها در روانپزشکی متوجه شدم که اسم این اختلال
Developmental co-ordination disorder
یا دیسپراکسیاست. که حدود ۵٪ کودکان مدرسه و بخصوص پسران را درگیر میکند و بویژه در پسرها بهانهی روزانهی خوبی برای تحقیر شدن است و میشود حدس زد که چقدر روی شخصیت و آینده و اعتماد به نفس بچهها تاثیر میگذارد. گویی زمینی اند که هرروز لگد مال شده اند.
تشخیص زودرس و درمانهای کاردرمانی و فیزیوتراپی تخصصی این کودکان میتواند بسیار به آنها کمک کند و مهمتر از آن، آموزش پذیرش و زیستن با تفاوتها به کودکانمان است. الگویی که طراحی مدارس سلسله مراتبی فعلی کاملا برعکس آن است، اگرچه این الگو مناسب ساختار فرهنگی موجودند.
»روح الله صدیق«
🗣 @tootiter