سی و چهار سالشه فمنیسته. واسش خواستگار اومده رد کرده. پرسیدم چرا رد کردی؟ عیبش چی بود؟ با حالت زار گفت: همه چیش خوب بودها ولی کارمند بود. با حقوق کارمندی که نمیشه زندگی کرد.
گفتم خب پاشو جمع و جور کن خودتو، جا اینکه هر روز تا ۱۲ ظهر بخوابی یه شغل پیدا کن کمک خرجِ شوهرت باش.
》پشه خسته《
🗣 @tootiter
2.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌸از پنجره قلبت
✨گاهی نگاه به آسمان بینداز
🌸و عشق را از اعماق قلبت
✨به زندگیت دعوت کن..
🌸فرداتون پراز خیر و برکت
#شبتون_بخیر 🌙✨
🗣 @tootiter
خاطرات خیلی بیشتر از اونکه تصوّرش رو بکنی سرسختن. درست به سرسختی قلبهایی که اون خاطرات رو تو خودشون نگه میدارن.
📕پلیس_حافظه
✍🏻 #یوکو_اوگاوا
🗣 @tootiter
هفتهی دیگه تنهاییت تموم میشه، از انفرادی میآی بیرون، نظرت چیه؟
دوست داشتم توی صورتش بخندم!
چطوری تنهایی آدم تمام میشود؟
خندهدارتر از این نشنیده بودم.
📕 شاگرد قصاب
✍🏾 #پاتریک_مککیب
🗣 @tootiter
عشق، عصاره و مقصد نهایی زندگی است.
همانطور که مولانا به ما خاطر نشان میکند، روزی خواهد آمد که عشق گریبان همه را میگیرد، حتی گریبان آنانی که از او فراری بودند و حتی گریبان مردمی را که از این لغت رمانتیک مانند یک نوع گناه یا تمسخر استفاده کنند.
📕ملت_عشق
✍🏼#الیف_شافاک
🗣 @tootiter
🔹آدمی که طعم خانه ی گرم را نچشیده، با دیدن چراغ های نارنجی خانه ها در شب تصور می کند "همه آنها خوشحالند" و آدم هایی که نور نارنجی خانه هاشان تا دورها دیده می شود؛ سهم بزرگی از زندگی دارند که او ندارد.
اما وقتی یک روز صاحب چراغ نارنجی می شود؛ در می یابد: همه آن خانه ها با چراغ های نارنجی شان خوشحال نیستند. کمبود گاهی باعث سو برداشت می شود.
🗣 @tootiter
خواهر من یکی از فعال ترین و موفق ترین مدیرفروش های ایران بود که با یه تومور مغزی تبدیل شد به آدمی که باید پوشک بشه و یکی ازش نگهداری کنه
زندگی همین قدر بی رحمه
توی این یکسال مثل یه بچه بهش یاد دادیم راه بره، درست حرف بزنه، خودش غذا بخوره، دستشویی بره، خودشو بشوره، بچه شو بغل کنه
و هروقت کسی رو میبینم که واسه زندگی و کارش بیش از اندازه غصه میخوره و حرص میزنه، میخوام برم بهش بگم
ببین زندگی خیلی بی رحم تر از این حرفاست، از زندگیت لذت ببر
گور بابای همه ی اتفاقاتی که داره برات میفته
تو نمیدونی خوب یا بد فردا قراره چی بشه پس ولش کن
》بنفشه《
🗣 @tootiter
یادش بخیر برای آموزش موضوعی میرفتم جایی مولاژ استخوان زانو هم همراهم بود نزدیک چهارراه ولیعصر یه متکدی گفت:
به من بدبخت کمک کنید
از تو کیفم مولاژ و درآوردم گفتم برو بابا من خودم پام تو کیفمه
بنده خدا عین یوسین بولت چهارراه رو میدوید و داد میزد و در میرفت و بالا میاورد
》علیرضا باشم خوبه《
🗣 @tootiter