✨من آموخته ام ساده ترین راه برای شاد بودن، دست کشیدن از گلایه است.
✨ من آموخته ام تشویق یک آموزگار خوب، می تواند زندگی شاگردانش را دگرگون کند.
✨من آموخته ام افراد خوش بین نسبت به افراد بدبین عمر طولانی تری دارند.
✨من آموخته ام نفرت مانند اسید، ظرفی که در آن قرار دارد را از بین می برد.
✨من آموخته ام بدن برای شفا دادن خود توانایی عجیبی دارد، فقط باید با کلمات مثبت با آن صحبت کرد.
✨ من آموخته ام اگر می خواهم خوشحال باشم، باید سعی کنم دل دیگران را شاد کنم.
✨ من آموخته ام وقتی مثبت فکر می کنم، شادتر هستم و افکار مهرورزانه در سر می پرورانم.
✨و سرانجام اینکه من آموخته ام «با خدا همه چیز ممکن است.
🗣@tootiter
هدایت شده از قاصدک
نوشتههای آبی را لمس کن👇
✅ چرا هوش مصنوعی آموزش ببینم؟
✅ هوش مصنوعی به من چه؟!
✅ 4ضرر بزرگ، اگر یاد نگیریم!
✅ کشف7 گنج با هوش مصنوعی؟
✅دوره چه مدت هست؟
✅ پاسخ به سؤالات متداول
✅ آیا میشود بیشتر تخفیف گرفت؟
✅مشاهده رایگان جلسه اول
هزینه ثبتنام: 4/400/000تومــان
پنجاه نفـر اول: تکمـیـــــــــــــل شد❌
پنجاه نفر دوم: فقط 2300 تومـــــان
پنجاه نفر سوم: 2/900/000تومان
✅ لینک ثبتنام👇:
https://digiform.ir/wbcbb09e9
https://digiform.ir/wbcbb09e9
پشتیبانی و شماره تماس👇
✅ @adminirantalast
📲 09051306002
کانال خاک🇮🇷طلاست👇👇👇
https://eitaa.com/joinchat/3725721727C7759903548
1.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
☀️طلوع روز جدید
🌸بر شما مبارک
☀️قدمهایش پر برکت
🌸حضورش نعمت
☀️هر لحظه اش غنیمت
🌸و روح و جسم تون سلامت باد
سلام
صبحتون سرشار از آرامش🌹
🙋🗣@tootiter
چهار حکایت کوتاه اما تاثیر گذار:
حکایت اول:
از کاسبی پرسیدند:
چگونه در این کوچه پرت و بی عابر کسب روزی میکنی؟
گفت: آن خدایی که فرشته مرگش مرا در هر سوراخی که باشم پیدا میکند!! چگونه فرشته روزیش مرا گم میکند!!!؟
حکایت دوم:
پسری با اخلاق و نیک سیرت، اما فقیر به خواستگاری دختری میرود...
پدر دختر گفت:
تو فقیری و دخترم طاقت رنج و سختی ندارد، پس من به تو دختر نمیدهم...!!
پسری پولدار، اما بدکردار به خواستگاری همان دختر میرود، پدر دختر با ازدواج موافقت میکند و در مورد اخلاق پسر میگوید:
انشاءالله خدا او را هدایت میکند...!
دختر گفت:
پدر جان؛ مگر خدایی که هدایت میکند، با خدایی که روزی میدهد فرق دارد؟؟!!!!...
حکایت سوم:
از حاتم پرسیدند: بخشنده تر از خود دیده ای؟؟...
گفت: آری...
مردی که دارایی اش تنها دو گوسفند بود؛
یکی را شب برایم ذبح کرد... از طعم جگرش تعریف کردم..
صبح فردا جگر گوسفند دوم را نیز برایم کباب کرد...!
گفتند: تو چه کردی؟
گفت: پانصد گوسفند به او هدیه دادم...
گفتند: پس تو بخشنده تری...!
گفت: نه، چون او هر چه داشت به من داد!!
اما من اندکی از آنچه داشتم به او دادم...!!
حکایت چهارم:
عارفی راگفتند:
خداوند را چگونه میبینی؟!
گفت آنگونه که همیشه میتواند مچم را بگیرد، اما دستم را میگیرد...
🗣@tootiter
انسانهای عجیبی هستیم!!!
وقتی به دستفروش فقیری می رسیم که جنس خود را به نصف قیمت می فروشد با کلی چانه زدن او را شکست می دهیم و اجناسش را به قیمت ناچیز می خریم
بعد به کافی شاپ لوکس شخص ثروتمندی می رویم و یک فنجان قهوه را ده برابر قیمت نوش جان میکنیم و انعامی اضافه نیز روی میز می گذاریم و شادمانیم
شادمانیم که فقیران را فقیر تر میکنیم
شادمانیم که ثروت مندان را ثروتنمند تر میکنیم
این است...
💛❤️👇👇
🗣@tootiter