eitaa logo
طوطی تر
67.1هزار دنبال‌کننده
2.9هزار عکس
519 ویدیو
32 فایل
🔹تبادل و تبلیغ ⬅️ کانون تبلیغاتی قاصدک @ghaasedak 🔴تبادل نظر https://eitaayar.ir/anonymous/bw9.b53
مشاهده در ایتا
دانلود
°•°•° دلیلی باش که آدمها باور کنند هنوز خوبی وجود داره...🐣 🗣@tootiter
°•°•° دریاب که عمر رفته را نتوان یافت...✨🍂 🗣@tootiter
🔹---------------------------------------🔹 ذغال های خاموش را کنار ذغال روشن می گذارند تا روشن شود هم نشینی اثر دارد پس همیشه آدمی را انتخاب کنید که ، امیدش، خوبی هایش در شما اثر گذارد 🗣@tootiter
هیچوقت غمتونو به مادرتون نگید؛ چون اگه خودش بزرگترین غمو داشته باشه مال خودشو فراموش میکنه و غم شمارو بزرگتر از غم خودش میندازه تو دلش💔 خدایا سایه مادرا رو بالای سرمون نگه دار❣️🙏 🗣@tootiter
پسری مادرش را بعد از درگذشت پدرش، به خانه سالمندان برد و هر لحظه از او عیادت می کرد. یکبار از خانه سالمندان تماسی دریافت کرد که مادرش درحال جان دادن است پس باشتاب رفت تا قبل از اینکه مادرش از دنیا برود، او را ببیند. از مادرش پرسید: مادر چه می خواهی برایت انجام دهم؟ مادر گفت: از تو می خواهم که برای خانه سالمندان پنکه بگذاری چون آنها پنکه ندارند و در یخچال غذاهای خوب بگذاری، چه شبها که بدون غذا خوابیدم. فرزند باتعجب گفت: داری جان می دهی و از من اینها را درخواست می کنی؟ و قبلا به من گلایه نکردی. مادر پاسخ داد: بله فرزندم من با این گرما و گرسنگی خو گرفتم وعادت کردم ولی می ترسم تو وقتی فرزندانت در پیری تورا به اینجا می آورند، به گرما و گرسنگی عادت نکنی. 🗣@tootiter
پادشاهی در خواب دید تمام دندانهایش افتادند دنبال تعبیر کنندگان خواب فرستاد. اولی گفت: تعبیرش این است که مرگ تمام خویشاوندانت را به چشم خواهی دید پادشاه ناراحت شد و دستور داد او را بکشند. دومی گفت: تعبیرش این است که عمر پادشاه از تمام خویشاوندانش طولانی تر خواهد بود پادشاه خوشحال شد و به او جایزه داد! هر دو یک مطلب یکسان را بیان کردند اما با دو جمله بندی متفاوت نوع بیان یک مطلب، میتواند نظر طرف مقابل را تغییر دهد 🗣@tootiter
. عارفی بود که شاگردان زیادی داشت و حتی مردم عامه هم مرید او بودند و آوازه اش همه جا پیچیده بود. روزی به آبادی دیگری رفت عابد به نانوایی رفت و چون لباس درستی نپوشیده بود نانوا به او نان نداد و عابد رفت. مردی که آنجا بود عابد را شناخت، به نانوا گفت این مرد را می شناسی؟ گفت: نه. گفت: فلان عابدبود، نانوا گفت: من از مریدان اویم، دوید دنبالش و گفت می خواهم شاگرد شما باشم، عابد قبول نکرد. نانوا گفت اگر قبول کنی من امشب تمام آبادی را طعام می دهم، عابد قبول کرد. وقتی همه شام خوردند، نانوا گفت: سرورم دوزخ یعنی چه؟ عابد: دوزخ یعنی اینکه تو برای رضای خدا یک نان به بنده خدا ندادی ولی برای رضایت دل بنده خدا یک آبادی نان دادی! 🗣🗣@tootiter
°•°•° خوب دیدن شرط انسان بودن است عیب را در این و آن پیدا مکن…✨🕊 🗣@tootiter
°•°•° چهل تا عاقل رو میشه با یه حرف منطقی قانع کرد... ولی یه احمق رو نمیشه با چهل تا حرف منطقی قانع کرد !!🌻 📸 🗣@tootiter
°•°•° گر بر سر نفس خود امیری، مردی بر کور و کر ار نکته نگیری، مردی مردی نبود فتاده را پای زدن گر دست فتاده‌ای بگیری، مردی ☘ 🗣@tootiter
ثروتمندی از پنجره اتاقش به بیرون نگاه کرد و مردی را دید که در سطل زباله‌اش دنبال چیزی می‌گردد. گفت، خدا رو شکر فقیر نیستم. مرد فقیر اطرافش را نگاه کرد و دیوانه‌ای با رفتار جنون‌آمیز در خیابان دید و گفت، خدا رو شکر دیوانه نیستم. آن دیوانه در خیابان آمبولانسی دید که بیماری را حمل می‌کرد گفت، خدا رو شکر بیمار نیستم. مریضی در بیمارستان دید که جنازه‌ای را به سرد خانه می‌برند. گفت، خدا رو شکر زنده‌ام. فقط یک مرده نمی‌تواند از خدا تشکر کند. چرا امروز از خدا تشکر نمی‌کنیم که یک روز دیگر به ما فرصت زندگی داده است؟ به دیگران هم این را می‌گویید تا بدانند خدا آنها را هم دوست دارد؟ @tootiter