بچه که بودم، با یکی از فامیلها شطرنج بازی میکرم و همیشه میباختم.
یکبار تصمیم گرفتم که هر حرکتی که اون کرد من هم همان حرکت را بکنم.
-ولی باز باختم.
در خیلی از بازیها (استراتژیها) نمیتوان با تقلید از فرد پیروز، به پیروزی رسید یا جلوی پیروزی او را گرفت.
نداشتن ابتکار عمل در بازی (استراتژی)، دنباله روی، و یا تنها عکسالعمل نشان دادن به بازی دیگران منجر به شکست است.
زمین بازی نه عادلانه تقسیم شده، و نه عادلانه میماند (مثل شطرنج).
از یک زمانی به بعد تعداد مهرهها و موقعیتها دیگر برابر نیست.
عادلانه =شرایط برابر
دانشمند ناراضی
🗣 @tootiter
فکر کنم حدودا ۱۹-۲۰ سالم بود، رفتم یجایی برای کار (خارج از محیطهای کامپیوتری). گفتم ساعت کار به چه حالتی هست؟ گفت از ۹ صبح تا ۶ غروب. گفتم حیطه کار من چی هست؟ گفت شما پشت این سیستم هستید و تمام امورات اینجارو به صورت دیجیتال درمیاری و هر روز به ما گزارش کار میدی. انبار و فاکتورها و ...
گفتم خب. استخدام شدم. چون یه اشنایی من رو معرفی کرده بود، حرفی از حقوق هم نزدم. اشنای ما گفته بود خیالت از حقوق و مزایا راحت باشه. ایشون آدم حقای هستن.
سه روز بعد، بهم گفتن فردا صبح داره بار میاد لطف کن از ساعت ۶ صبح بیا که کارگرها میخوان بار خالی کنن بالا سرشون باش.
دو روز بعد همین قضیه تکرار شد. ۶ صبح.
از هفته دوم، ریس گفت خیالم راحت شد تو اینجایی. الان دیگه غروبها میتونم برم باشگاه! روزایی که من میرم باشگاه تو بیشتر بمون. گفتم مثلا تا چند؟ گفت تا نزدیکهای ۱۰شب. خودت ببند و برو خونه. (در حالی که تا قبل از این سابقه نداشت تا ۱۰ شب باز باشن)
هفته سوم، بخاطر کمبود کارگر، من مجبور شدم خودم وارد عمل بشم و به کارگرها موقعی که بار جدید میرسید کمک کنم.
خلاصه که به خودم اومدم دیدم چهار روز در هفته ساعت کاریم جای ۹، از ۶ صبح شروع میشه. تمام روزها تا ۱۰ شب باید بمونم. و از هر چهارتا جمعه، سه تاش رو باید تو همین ساعات سر کار باشم. ۶ صبح تا ۱۰ شب. به اضافهی کارای دفتری، دارم کارگری هم میکنم. و تمام اینها بدون بیمه، بدون اضافه کاری، بدون صبحانه یا ناهار، و تقریبا ۲۰٪ زیر حداقل حقوق اداره کار.
از اون کار اومدم بیرون. بعد دیدم رییس به اون اقایی که من رو معرفی کرده بود گفته بود اینا کار کُن نیستن! اینا فقط دنبال راحتی و تن لش بودن هستن. ایشون هم رفته بود به پدرم گفته بود پسرت کار بکن نیست. پدر ماهم سرکوفت به من میزد که اگه کارکن نیستی من چرا جلوی فلانی رو انداختم...
خلاصه اون داستان برای من چند تا تجربه به همراه داشت:
جزییات کار و وظایف، حقوق و مزایا، و ساعات کاری رو به طور دقیق و مشخص بین خودم و کارفرما مکتوب کنم.
اگر کار اضافه ای ازم خواسته شد، تعارف رو بذارم کنار و بهشون بگم در قبال این کار بیشتر، باید مزایای بیشتر بهم تعلق بگیره.
•Amirreza Gh•
🗣 @tootiter
به بیشتر از پنجاه کشور دنیا سفر کردم. در کافههای معروف دنیا انواع قهوه رو امتحان کردم اما حتی در گرونترین هتلها با عصرانههای آنچنانی این همه توصیفاتِ اضافهی کافهچیهای وطنی رو نشنیدم. لاین دیگه چیه؟ این اصرار بر پزِ خالی به نظرم یه نشونه از کم خودبینی عمومیه تا کمسوادی.
• Sahar •
🗣 @tootiter
خیلی وقتها توی جلسات مشاوره وقتی مشکل زوجین رو ریشه یابی میکنیم میفهمیم نقطه آغاز جایی بوده که فرد ناراحت شده و سکوت کرده و این تلمبارهای سکوت به انفجار ختم شده.
حرفهای گفته نشده زخمهای عمیقی به وجود میارن.
شاید با گفتگو مشکل حل نشه ولی قطعا با نگفتنش مشکل عمیقتر میشه.
》کاتسوموتو《
🗣 @tootiter
میخوای روان بچه نابود بشه؟!
+بشین باهاش به عنوان یه والد درددل کن و توی دعواهای خونوادگی قاطیش کن، نه تنها باهات صمیمی تر نمیشه بلکه پر از حس اضطراب و ناامنی از جانب تو میشه و سعی میکنه مدام ازت دوری کنه
mohamad.vzs
🗣 @tootiter
“جاده” بهترین تسکین است...
آدم تمامِ دردهایش را فراموش میکند!
انگار سرتاسرِ اتوبان ها، گردِ بی خیالی پاشیده اند...
گاهی با خودم فکر میکنم؛
اگر ماشین اختراع نشده بود؛
آدم ها با این همه دردِ تلنبار شده چه می کردند؟!
اگر موسیقی نبود،
اگر خیابان نبود،
اگر سفر نبود...
بدونِ این ها که چیزی از آدم نمی مانَد!
🗣 @tootiter
🔰🖼 پست و استوری/ مقابل قلدران زمان، برای امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف اقتدار ساختیم با این نظام و انقلاب
تهیه و تولید: مرسلون
#دهه_فجر #فجر_مهدوی
#جهان_منجی_میخواهد
#پست_استوری
هدایت شده از اندیشکده مطالعات تاریخ پهلوی
21.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌍 رویای قاصدک
1️⃣ قسمت اول
▶️ قفس داغ
قفس داغ یکی از شکنجه های ساواک بود. این قفس که با لولههای فلزی ساخته شده بود، ۸۰ سانتیمتر ارتفاع و نیم متر طول و عرض داشت و سقف آن را با ورقهای فلزی پوشانده بودند. ابتدا زندانی را با فشار فراوان از ورودی کوچک و تنگ آن داخل قفس و سپس در آن را قفل میکردند. آنگاه به وسیله اجاق بزرگی که زیر آن بود، قفس را داغ میکردند. زندانی که جای هیچگونه حرکتی نداشت و بدن برهنهاش با تمامی قسمتهای فلزی قفس در تماس بود، دچار سوختگی شدید از کف پا تا فرق سر میشد. آثار این سوختگی تا مدتها روی بدن زندانی باقی میماند. این نوع شکنجه بسیار در بازداشتگاه کمیته مشترک مورد استفاده قرار میگرفت.
📬 اینجا در اندیشکده مطالعات تاریخ پهلوی قراره درباره واقعیت های اون دوران صحبت کنیم. بخشی از تاریخ رو با دروغ از ما گرفتن باید نجاتش بدیم. یادتون نره عضو بشید: 👇
https://eitaa.com/phistorysin
📌اندیشکده مطالعات تاریخ پهلوی
✅@phistorysin