eitaa logo
طوطی تر
67.2هزار دنبال‌کننده
2.9هزار عکس
516 ویدیو
32 فایل
🔹تبادل و تبلیغ ⬅️ کانون تبلیغاتی قاصدک @ghaasedak 🔴تبادل نظر https://eitaayar.ir/anonymous/bw9.b53
مشاهده در ایتا
دانلود
گران باش بُگذار تا بَهایت را پرداخت کنند آدمها چیزهای مُفت را مُفت از دست میدهند🌺 ‍صبح بخیر ●☆༊࿐𖡹💞𖡹࿐༊☆● 🗣 @tootiter
مطلبی خوندم که در امارات از کلمات 'معلول' یا 'ناتوان' برای افراد استفاده نمیکنند. بجای اون از 'افراد با عزم' استفاده میشه. مثلا روی دستشویی هایی که مخصوص این عزیزان ساخته شده برچسب P.O.D میزنن. اگه مطلب درست باشه بسیار کار قشنگیه. علیچی 🗣 @tootiter
یه مراجع داشتم که به خاطر خفت شدن توی یه کوچه PTSD شده بود. می‌گفت وقتی سارق رو دستگیر کردن بهش گفته بودم برای چی منو با چاقو زدی منکه تسلیم بودم. سارق گفته بود برام افت داشت فقط بهم بگن سارق، میخواستم بعد دستگیری ابهت داشته باشم. یعنی یکی‌رو با چاقو زده بود که کلاس کارش حفظ بشه!!! 💬 کاتسو ۹۹٪ اینا شخصیت ضد اجتماعی دارن و خلاف براشون مایه افتخاره با زندان رفتن کوتاه مدت هم درست نمیشن، بعد ازادی بدتر میشن چون سابقه‌رو پوئن میدونن 🗣 @tootiter
ناگهان به قلبت دست می‌زنی و تکه‌ بزرگی از روحت را حس نمی‌کنی. مثل تلاش برای یادآوری رویایی که درونش عمیقاً خوشبخت بوده‌ای و فراموشش کرده‌ای، چیزی از تو گم شده که بدون آن هیچ‌چیز دیگر مثل قبل نیست. 💬Colonel 🗣 @tootiter
امروز برای اولین بار وقتی داشتم با مامانم حرف‌ می‌زدم، وسط یه مکالمه بی‌ربط اشکام ریخت، دلم می‌خواست بلند بلند گریه کنم و بهش بگم بیا من رو ببر خونه‌ات مامان، بهم چای و بیسکوییت بده، بذار رو تختت بخوابم و ساعت‌ها گریه کنم، وقتی بلند شدم برام پلو پخته باشی با ماست، من خیلی غمگینم مامان،... ✍️خوش به حالتون که خاطرات خوبی از کودکی دارید، ما هر روز صبح با صدای دعوا و داد و بیداد پدر و نامادری بیدار می شدیم. پدر نامادری را کتک می زد و او ما را که بچه های ناتنی اش بودیم. هیچ وقت دلم برای کودکی ام تنگ نمی شود. دنیا و آخرتم را خراب کرد. رضا ▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬
جایت کنارم خالی‌ست! مثل نبات کنار چای، مثل گلپر روی انار، مثل بویِ نم وقت باریدن باران، مثل برگ‌های طلایی در پاییز. همین‌قدر ساده همین‌قدر مهم همین‌قدر حیاتی.. -نازنین سپهرداد 🗣 @tootiter
اینکه چیزی نیست من میخواستم باعث افتخار پدرمادرم بشم درس خوندم تلاش کردم نشد از یه جای دیگه ریسمون از دستم در رفت حس میکنم باعث سراکندگی شون هستم که البته دست خودمم نبود خدا هیشکی رو شرمنده پدرمادرش نکنه ▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬
هدایت شده از قاصدک
🔴آموزش صبحانه مقوی ویژه دانش آموزان ابتدایی ✔️ بچه‌ت بد غذاست و صبحونه نمیخوره؟😢 ✔️ مثل خیلی از مامانا نگران ضعف بدنش و حافظه ش هستی؟ 😭 اینجا یه صبحانه مقوی و خوشمزه فقط تو ۱٠ دقیقه آموزش میده که بچه‌ت عاشقش میشه😍👇👇 https://eitaa.com/joinchat/1495335152C21d8574409 سریع عضو شو تا پاک نشده🤯👆
بزرگ ترین اشتباه در زندگی ، شخم زدن گذشته ی کسی ست که دوستش داری... تمام گذشته اش را وجب به وجب می‌گردی تا اشتباهی پیدا کنی ، آن وقت درگیر روزهایی می شوی که تمام شده ولی مرور دوباره شان می‌تواند احساسات عمیقی که وجود دارد را تمام کند...حست خواسته یا ناخواسته تغییر می کند دیگر نمی توانی مثل قبل باشی چون مدام در ذهنت اتفاقات گذشته اش را مرور می کنی... قاضی می شوی و قضاوت می کنی بدون آنکه از چیزی خبر داشته باشی ... رفتارت عوض می شود... با کوچک ترین مشکلی اشتباهات گذشته را چوب می کنی بالای سرش و مدام سرزنشش می کنی ... کاش تمام آدم ها فرصت این را داشته باشند تا با هر گذشته ای بتوانند دوباره شروع کنند ... کاش بدانیم گذشته ی هر آدمی فقط و فقط برای خودش هست ... ما صاحب زندگی دیگران نیستیم حسین حائریان 🗣 @tootiter
▫️نمیدونم سریال روزگار_جوانی رو یادتون هست یا نه (دهه شصتی ها که قطعا یادشونه، دهه هفتادیا چی؟ یادتون هست؟). داستانش در مورد پنج تا دانشجو بود که همخونه بودن و روزگارشون با هم میگذشت. آخرای سریال دونه دونه رفتن دنبال سرنوشت خودشون. یکی ازدواج کرد و رفت، یکی عاشق شد و رفت، یکی درسش تموم شد و رفت و انقدر دونه دونه رفتن که قسمت آخر سریال دیگه کسی نمونده بود. یادمه هر کدوم که ساز رفتن رو کوک میکردن دلشوره میگرفتم که نکنه دیگه هیچوقت هیچ خبری ازش نشه. ▫️حالا مدت زیادی هست که مثل روز برام روشن شده که تک تک ماها همون بازیگرهای سریال روزگار جوانی هستیم. گروههای دوستی رو شکل میدیم. روزگارمون رو باهم میگذرونیم، و بعد یکهو، انگار یه بمب نامرئی بینمون منفجر میشه و دونه دونه پرت میشیم یه گوشه ی دنیا دنبال سرنوشت خودمون. قسمت آخر سریال که پخش میشه از اونهمه دور همی ها و خنده های از ته دلمون میدونین چی باقی میمونه؟ یه گروه سوت و کور، ولی پر از عکس و فیلم و ویس! مهدى معارف 🗣 @tootiter
مثلا یه فیلمِ دوساعته رو پنج‌ساعته داری یه جا می‌فرستی و منتظری آپلود شه؛ نودونه درصد که می‌شه، الان وقتشه که تیک بخوره، یهو می‌زنی رو ضربدر و کنسل می‌کنی. این‌طوری حذف می‌شن‌ ادما از زندگیم. همین‌قدر یهویی، همین‌قدر عجیب‌، دقیقا همین قدر‌ بعد از کلی تلاش. -روزنوشت‌های زهره احمدی 🗣 @tootiter
بابا ها عشقن امروز خونه شون بودم از خونه رفت بیرون بعد دیدم تماس بی پاسخ دارم از طرف بابا زنگش زدم گفت بابا باقالی رو گاز هست بردار بخور فدات شم مقتدر مهربون ▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬