یهو به هم ریختم و همه گفتن سر یه چیز کوچیک چقدر سریع ناراحت شد اما خب هیچکس نمیدونست که من در حال تحمل چه حجمی از فشار بودم و زندگی و مشکلاتم چه بار روانیای رو دوشم گذاشته بودن، آدم گاهی طوری لبریزه که با وجود همه صبوریش هر اتفاقی میتونه اون رو سرریز کنه.
💬دکتر آینده
🗣 @tootiter
یک روز تعطیل که شهر خیلی خلوت بود با خواهر و خواهرزاده ۳سالم رفتیم بیرون.موقع برگشت خواهرزادهام شروع کرد به نق نق که من بستنی میخوام.زیاد از خونه دور نبودیم.هرچی گفتیم صبر کن نزدیک خونه برات میخریم شروع کرد به گریه که همین الان میخوام.اولین سوپرمارکتی که دیدیم نگه داشتیم خرید کنیم.بعد خرید دیدیم یک آقایی با چشم گریون و لباس خونه از طبقه بالای همون سوپری پرید تو خیابون یک بچه دو ساله کبود هم روی دستش.داد میزد کمکم کنید بچهم مرد.بچهش زیاد بالا آورده بود محتویات معدهش رفته بود تو ریه و داشت خفه میشد. یک آقایی اومد بچه رو گرفت و شروع کرد به زدن پشت بچه ولی فایده نداشت.به آقا گفتم بیاد سوار ماشینمون شه بچه رو ببریم بیمارستان. اومد و توی راه راهنماییش کردم چجوری و کدوم قسمت ها ضربه بزنه.بالاخره بچه نفس کشید. رسوندیم درمونگاه و خطر رفع شد شکر خدا.
سال بعد من باردار شدم. روز قبل از زایمان ضربان قلب بچه مشکل پیدا کرد و توی بیمارستان حتی برای چند لحظه قطع شد ضربانش ولی به لطف خدا برگشت. بعد زایمان دکتر گفت بند ناف ۴دور پیچیده بود دور گردن بچه!
خدایا برا این دو روز خیلی شکر
"سرگردون"
▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬
#ارسالی_مخاطب
🗣 @tootiter
هدایت شده از قاصدک
14M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
انیمیشن پرهیجان، جذاب و خانوادگی پسر دلفینی ۲ رو تو سینماها تماشا کنید. برنده جایزه بهترین انیمیشن آرای مردمی جشنواره فجر
لینک خرید بلیت:
https://cinematicket.org/movie/detail/7415
یاد اون شبی افتادم که سرپرست خوابگاه اسممو صدا زد وقتی رفتم دم در پدرم بود . گفت دلش برام تنگ شده و کلی راه اومده بود تا بهم سر بزنه تو بهترین رستوران شهر بهم شام داد و هر چی پول همراهش بود تو جیبم گذاشت ، بعد فوت پدرم هیچکس ایقد مهربون و دلسوز و هوادارم نبود ، عمیقاً دلتنگم 💔
💬 alimola
🗣 @tootiter
دوسال پیش تو ی هایپرمی تو شمال پسرم گفت اینو برام بخر و من نمیدونم چرا و به چه دلیلی نخریدم.
امروز راننده محترم سرویس از ۴تاشون معدلاشونو پرسیده و پسرم بالاتر بوده معدلش(۱۹/۸۹)، بقیه رو پیاده کرده بچه رو برده یه بقالی معمولی و گفته هر چی میخوایی بخر و پسرم اینو خریده..
اومد خونه با خوشحالی برام تعریف کرد و گفت مامان بالاخره خریدمش.
من خیلی ابراز خوشحالی کردم ولی از درون داغون شدم.
یه نیم ساعتی گذشت و ازش عذرخواهی کردم بخاطر اون روز که نخریدم براش.
میخوام بگم هرچی به موقعش قشنگه و من با شیر کردن این تجربه خواستم بگم واقعا متاسفم.
》Iranam《
🗣 @tootiter
شبایی که مثل امشب خیلی خستم یا دیر میام خونه حقیقتش خیلی خشمگین میشم
خشمگین از بابام که بابا تو کلا دو تا پسر تو این دنیا داشتی
چی شد که به اون یکی خونه و رستوران رو دادی
اونوقت از من حتی نمیپرسی پسرم اوضاع چه طوره ؟ پول داری ؟ کرایه خونه و مغازه داری ؟؟ چکمهریه رو پاس کردی؟
چرا بین بچهها فرق میذارید؟
• میم نون •
🗣 @tootiter
یه آقای نسبتا فقیر اومد داروخونه گفت این جای زخم رو صورتم خیلی زشته، چیزی دارید جاشو ببره ؟! یه کرم اوردم گفتم اینو فقط دارم ولی ۶۰۰ تومنه!گفت نهه نمیتونم یه ورق مسکن بده با یه پماد درد.
داروهاشو حساب کرد رفت بعد چند دیقه دیدم کرمه نیستش ! و بله اشتباهی گذاشته بودم تو کیسه ی اون مرده، بعد یه ربع دیدم برگشت کرمه روگذاشت جلوم. گفت اقای دکتر اینو اشتباهی اضافه برام گذاشته بودین تو کیسه !!گفتم بابا حالا قسمت این بوده که استفاده میکردی من اشتباه کردم ببر من حساب میکنم!گفت نههه میرم پولامو جمع میکنم میام میخرمش اگه داشتین اون موقع 🙂🙂
چه آدمای بزرگی اسماعیل :(
🗣 @tootiter